تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
دلالت التزاميّه بر لفظ مفردى يا معناى مفردى كه نيست ( لفظ مفرد يا معناى مفرد ) ذكر شده در منطوق به صراحت ، يا وقتى دلالت كند كلام بر مفاد جمله‌اى كه لازمهء منطوق است مگر آنكه همانا لزوم ، نيست ( لزوم ) بر نحو لزوم بيّن بالمعنى الاخصّ . پس همانا اين‌ها ( مدلولات ) تمامى آنها ( مدلولات ) ناميده نمىشوند ( مدلولات ) مفهوم و نه منطوق ، پس چه چيزى ناميده مىشود اين دلالت در اين مقامات ؟ مىگوييم : مناسب‌تر است اينكه بناميم مثل اين دلالت را - به صورت عامّ - دلالت سياقيّه ، همان‌طورىكه چه‌بسا جارى مىشود اين تعبير در لسان گروهى از اساطين براى اينكه باشد ( دلالت سياقيّه ) در مقابل دلالت مفهوميّه و منطوقيّه . و مقصود به اين ( دلالت سياقيّه ) - بنابراين - آن است كه همانا سياق كلام ، دلالت مىكند ( سياق كلام ) بر معناى مفرد يا مركّب يا لفظ مقدّر . و تقسيم كرده‌اند ( اصوليّون ) آن ( دلالت سياقيّه ) را به دلالتهاى سه‌گانهء ذكر شده : اقتضاء ، تنبيه و اشاره . پس بايد بحث كنيم از آنها ( دلالتهاى سه‌گانه ) يكىيكى .

نكات دستورى و توضيح واژگان

خاتمة فى الخ : يعنى « هذه خاتمة فى الخ » . تمهيد : يعنى « هذا تمهيد » . و لذلك : مشاراليه « ذلك » شرح نشدن اين دلالتها در كتابهاى اصولى مىباشد . ان نبحث عنها الخ : ضمير در « عنها » به دلالتها يعنى دلالتهاى سه‌گانه برمىگردد . و البحث عنها يقع : ضمير در « عنها » به دلالتها و ضمير در « يقع » به بحث برمىگردد . و انّها من الخ : ضمير در « انّها » به دلالتهاى سه‌گانه برمىگردد .