في مقابل الدّلالة المفهوميّة و المنطوقيّة .
و المقصود بها - على هذا - انّ سياق الكلام يدلّ على المعنى المفرد او المركّب او اللّفظ المقدّر . و قسّموها الى الدّلالات الثّلاث المذكورة :
الاقتضاء و التّنبيه و الاشارة . فلنبحث عنها واحدة واحدة .
ترجمه :
خاتمهاى است در دلالت اقتضاء و تنبيه و اشاره
مقدّمه : جارى مىشود بسيار بر لسان فقها و اصوليّون ، ذكر دلالت اقتضاء و تنبيه و اشاره و حال آنكه شرح نشده است اين دلالتها در بيشتر كتابهاى اصولى متعارف . و براى همين ( شرح نشدن ) ديدم اينكه بحث كنيم از آنها ( دلالتها ) به شىء از تفصيل براى فائده بردن مبتديان ، و بحث از آنها ( دلالتها ) واقع مىشود ( بحث ) از دو جهت : اوّل : در مواقع اين دلالتها سهگانه است و اينكه همانا آنها ( دلالتهاى سهگانه ) از كدام اقسام دلالت هستند ، و دوّم : در حجيّت آنها ( دلالتهاى سهگانه ) است .
جهت اوّل : مواقع دلالتهاى سهگانه است
هرآينه گذشت همانا مفهوم ، آن ( مفهوم ) مدلول جملهء تركيبيّهاى است كه لازمهء براى منطوق است ، به لزوم بيّن بالمعنى الاخصّ . و مقابل است آن ( مفهوم ) را منطوقى كه آن ( منطوق ) مدلول خود لفظ است به دلالت مطابقيّه .
ولى باقى مىماند اينجا ( بحث دلالت ) از مدلولات ، آنچه ( مدلولاتى ) كه داخل نمىشود ( مدلولات ) در مفهوم و نه در منطوق اصطلاحا ، همچون وقتى كه دلالت كند كلام با