تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
مىباشد ، « 1 » چه رسد به اينكه ظهور در علّت منحصره بودن براى حكم داشته باشد . « 2 » 562 - بنابراين ، نهايت چيزى كه از لقب فهميده مىشود ، چيست ؟ ( نعم ، غاية ما يفهم . . . اضعف المفهومات ) ج : مىفرمايد : نهايت چيزى كه از لقب فهميده مىشود آن است كه با انتفاى موضوع ، شخص حكم نيز منتفى شده و شخص حكم ، شامل غير اين موضوع نبوده و در اين معنا ، كلام و اشكالى نيست . « 3 » ولى اينكه دلالت كند بر انتفاى نوع حكم براى موضوع ديگر يعنى مفهوم داشتن ، گفته شد : چنين مفهومى ندارد . البتّه گفته شده است « مفهوم لقب ، ضعيف‌ترين مفهومه است » . « 4 »
هامش
( 1 ) - زيرا در وصف گفته شد ؛ تعليق حكم بر وصف مشعر به عليّت است و حد اقلّ ، علّت بودن وصف براى حكم ، مطرح بوده است كه مصنّف گفت : ولى به حدّ ظهور عرفى نرسيده تا با اطلاق‌گيرى ، منحصر بودنش نيز اثبات شود تا مفيد مفهوم باشد . ولى در لقب ، همين مقدار يعنى علّت بودن لقب و موضوع براى حكم نيز قائلى ندارد . ( 2 ) - زيرا صرف علّت بودن نيز مفيد مفهوم نخواهد بود ، بلكه بايد علّت منحصره باشد . ( 3 ) - يعنى اگر شخصى دزد نبود ، قطع دستش نيز منتفى مىباشد ولى اين انتفاء از باب انتفاى حكم به انتفاى موضوع ( سالبه به انتفاى موضوع ) و انتفاى شخص حكم مىباشد كه به دلالت عقلى بوده و توضيح آن قبلا گذشت . ( 4 ) - يعنى بعضى گفته‌اند : لقب ، مفهوم دارد ولى ضعيف‌ترين مفهومهاست كه اعتنايى به آن نمىشود . البته اين قول را شيخ در « مطارح الانظار / 191 » و ميرزاى قمى در « قوانين الاصول 1 / 191 » به بعضى از حنابله نسبت داده‌اند .