تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
( الاوّل للدّلالة . . . و هو واضح ) ج : مىفرمايد : آن است كه « بل » اضرابيّه دلالت مىكند بر اينكه مضرب عنه از روى غفلت و يا اشتباها گفته شده است . « 1 » روشن است « بل » اضرابيّه در اين صورت ، مفيد حصر نخواهد بود . « 2 » 554 - نحوهء دوّم از استعمال بل در اضراب چگونه بوده و آيا مفيد مفهوم مىباشد ؟ ( و الثّانى للدّلالة . . . حينئذ على الحصر ) ج : مىفرمايد : آن است كه بل براى تاكيد و تثبيت مضرب عنه مىباشد ، مثل « زيد عالم است بلكه شاعر است » « 3 » . در اين صورت ، بل اضرابيّه ، مفيد مفهوم نخواهد بود . « 4 » 555 - نحوهء سوّم از استعمال بل در اضراب چگونه بوده و آيا مفيد مفهوم مىباشد ؟ ( الثّالث للدّلالة . . . مجيئه به غير الحقّ ) ج : مىفرمايد : آن است كه « بل » براى ابطال و ردّ مطلب قبلى بوده كه در ابتداى سخن
هامش
( 1 ) - به اين استعمال از « بل » ، اضراب از اشتباه يا غلط مىگويند . مثلا متكلّم مىخواسته بگويد : « جاء زيد » ولى از روى اشتباه يا سبق لسان گفته است : « جاء عمر » در اينجا با بل از « مضرب عنه » يعنى « عمر » اعراض كرده و به دنبال آن كلام مىگويد « بل زيد » . ( 2 ) - زيرا « جاء عمر » در مثال قبلى مفيد اختصاص نمىباشد تا در « بل زيد » يعنى « جاء زيد » مفيد اختصاص باشد . مضافا آنكه مفيد اختصاص بودنش بايد از باب لقب باشد كه در باب لقب نيز خواهد آمد كه لقب ، مفيد اختصاص نمىباشد . ( 3 ) - براى ترقّى در مطب مىآيد . يعنى مطلب قبلى مسلّم و ثابت بوده و متكلّم مىخواهد در آن ترقّى كرده و مطلب بالاترى را بگويد . مثلا مىگويد : « محمّد نبىّ بل رسول » يعنى نبى بودن پيامبر ( ص ) مسلّم بوده ولى مطلب بالاتر آنكه ، رسول است . يا مىگويد : هذا الموضوع مشهور بل اجماعىّ » . ( 4 ) - چنانچه اگر از ابتدا مىگفت : « زيد شاعر » يا « هذا الموضوع اجماعىّ » مفيد حصر نمىبود تا مفهوم داشته باشد .