مفهوم ، و آن ( مفهوم ) انتفاى حكم مستثنى منه از مستثنا است . زيرا همانا « الّا » وضع شده است براى خارج كردن و آن ( خارج كردن ) استثناء است ، و لازمهء اين اخراج به لزوم بيّن به معنى الاخصّ ، اينكه مىباشد مستثنا ، محكوم به نقيض حكم مستثنى منه . و وقتى بوده است اين لزوم ، بيّن ، گمان كردهاند بعضى از ايشان ( اصوليّون ) همانا اين مفهوم از باب منطوق است .
و امّا ادات حصر بعد از نفى مانند « لا صلاة الا بطهور » پس اين ( ادات حصر بعد از نفى ) در حقيقت از نوع استثنائيّه است .
فرع : اگر شكّ كرديم در موردى ، اينكه همانا كلمهء « الّا » براى استثناء است يا وصفيّه است ، مثل آنچه اگر بگويد مقرّ : « ليس فى ذمّتى لزيد عشرة دراهم الّا درهم » زيرا جايز است در مثال اينكه باشد « الّا » وصفيه ، و جايز است اينكه باشد ( الّا ) استثنائيه ، پس همانا اصل در كلمهء « الّا » اينكه باشد ( كلمهء الّا ) براى استثناء ، پس ثابت مىشود در ذمّهء او ( مقرّ ) در مثال ، درهم واحدى . امّا اگر باشد ( كلمهء الّا ) وصفيّه ، پس همانا ثابت نمىشود در ذمّهء او ( مقرّ ) چيزى ، زيرا همانا او ( مقرّ ) مىباشد ( مقرّ ) هرآينه نفى كرده است ( مقرّ ) ده درهم را ، تمام آن ( ده درهم ) را كه موصوف است اين دراهم به اينكه همانا آنها ( دراهم ) نيستند ( دراهم ) به يك درهم .
نكات دستورى و توضيح واژگان
الحصر له معنيان : ضمير در « له » به حصر برمىگردد .
1 - القصر بالاصطلاح الخ : يعنى « الاوّل القصر بالاصطلاح الخ » .
سواء كان من نوع الخ : ضمير در « كان » به قصر برمىگردد .
نحو « لا سيف الخ » : يعنى « هذا نحو « لا سيف لاخ » .
2 - ما يعمّ القصر الخ : يعنى « الثّانى ما يعمّ القصر الخ » ضمير در « يعمّ » به ماء موصوله به