تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
( معناى دوّم ) قصر در اصطلاح ، مانند « فشربوا الّا قليلا » و مقصود به آن ( حصر ) در اينجا ( علم اصول ) آن ( مقصود ) اين معناى دوّم است . مختلف بودن مفهوم حصر به واسطهء اختلاف ادوات آن ( حصر ) : همانا مفهوم حصر ، مختلف مىباشد حال آن ( مفهوم حصر ) به واسطهء اختلاف ادوات حصر ، چنانچه به زودى مىبينى . پس براى همين ( مختلف بودن ) مىباشد بر ما اينكه بحث كنيم از آنها ( ادوات ) يكىيكى ، پس مىگوييم : 1 - الّا ، و اين ( الّا ) مىآيد براى سه وجه : أ - صفت به معناى غير ب : استثنائيّه ج : ادات حصر بعد از نفى . امّا الّاى وصفيّه ، پس اين ( الّاى وصفيّه ) واقع مىشود ( الّاى وصفيّه ) وصف براى آنچه ( موصوفى ) كه قبل از آن ( الّاى وصفيّه ) است ، همچون ساير اوصاف ديگر ، پس اين ( الّاى وصفيّه ) داخل مىشود ( الّاى وصفيّه ) از اين جهت ( مفهوم ) در مفهوم وصف . پس اگر گفتيم در آنجا ( مفهوم وصف ) همانا براى وصف ، مفهوم است ، پس اين ( الّاى وصفيّه ) اين‌چنين است ( مفهوم دارد ) و گرنه ، پس نه . هرآينه ترجيح داديم در آنچه گذشت ، همانا وصف ، مفهومى نيست براى آن ( وصف ) ، پس وقتى بگويد مقرّ مثلا : « فى ذمّتى عشرة دراهم الّا درهم » با قرار دادن ( الّا درهم ) را وصف ، پس همانا مىشود ثابت در ذمّهء او ( مقرّ ) تمام عشره‌اى كه موصوف است به اينكه همانا آن ( تمام عشره ) نيست تمام ( عشره ) به يك درهم . و صحيح نيست اينكه باشد ( الّا ) استثنائيّه ، به خاطر عدم نصب درهم . و مفهومى نيست براى آن ( الّا ) در اين هنگام ( وصفيّه بودن ) ، پس دلالت نمىكند ( الّا ) بر عدم ثبوت شىء ديگرى در ذمّهء او ( مقرّ ) براى زيد . امّا « الّاى استثنائيّه » ، پس سزاوار نيست شكّ در دلالت داشتن آن ( الّاى استثنائيّه ) بر