تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
شكّى در ظهور غايت و تقييد به غايت در مفهوم داشتن نيست ، مثل قول معصوم ( ع ) كه مىفرمايد : « كلّ شىء طاهر حتّى تعلم انّه نجس » و همچنين مثال « كلّ شىء حلال حتّى تعلم انّه حرام بعينه » . « 1 »
هامش
متفاهم عرفى بين اهل لغت و لسان عربيّه ، غايت در كلام قيد براى حكم باشد يا قيد براى موضوع باشد . ( 1 ) - دليل مفهوم داشتن جملات غائيّه‌اى كه غايت ، قيد براى حكم بوده چنان كه صاحب كفايه در « كفاية الاصول 1 / 325 » مىفرمايد : دليل خلف است . زيرا اگر غايت در وقتى كه قيد براى حكم بوده دلالت بر مفهوم نكند ، معنايش آن است كه غايتى را كه فرض كرده‌ايم قيد حكم بوده ، قيد حكم نباشد . چرا كه غايت بودن در كلام آن است كه عمر حلّيّت در « كلّ شىء حتّى تعلم انّه حرام بعينه » و عمر طهارت در « كلّ شىء طاهر حتّى تعلم انّه قذر » تا زمان علم به حرمت و نجاست مىباشد . يعنى اگر علم به حرمت شىء يا نجاست آن پيدا شود ، حلّيّت و طهارت ، استمرار نخواهد داشت . حال اگر دلالت بر مفهوم نداشته باشد ، معنايش اين است كه بعد از علم به حرمت و نجاست شىء باز هم حلّيّت و طهارت ، استمرار داشته باشد و اين خلاف فرض بوده و منجر به اجتماع نقيضين مىشود . چرا كه لازم مىآيد « حتّى تعلم » هم غايت حكم بوده و هم غايت حكم نباشد . امّا اگر قيد براى موضوع حكم باشد مثل« فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ »كه « الى المرافق » قيد موضوع يعنى « ايديكم » بوده زيرا در مقام بيان حدّ و اندازهء « يد » است كه مجمل مىباشد و يا اگر قيد متعلّق حكم يا محمول باشد مثل « ثمّ أتمّوا الصّيام الى اللّيل » كه قيد « الى اللّيل » قيد متعلّق حكم يعنى « صيام » كه عمل مكلّف بوده مىباشد به قرينهء جملهء قبلش كه فرموده است « كلوا و اشربوا » در اين صورت جملات غائيه دلالت بر مفهوم ندارند بلكه شخص حكم ، مختصّ به مغيّا مىباشد . بديهى است وقتى موضوع منتفى شود ، شخص حكم نيز منتفى خواهد شد ولى انتفاى شخص حكم به دليل عقلى است و نه به واسطهء مفهوم داشتن جملات غائيّه‌اى كه غايت ، قيد براى موضوع باشد . پس در « فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المرافق » يعنى « غسل الايدى الّتى حدّها الى المرافق واجب » بنابراين ، آيه نفيا و اثباتا ، متعرّض حكم ساير اعضاء نمىباشد . خلاصه آنكه « هيئت امر » يعنى وجوب كلّى و سنخ حكم به حال خودش باقى بوده ، و مقيّد نمىباشد بلكه « مادّه » يعنى « يد » مقيّد به غايت مىباشد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 161 | حسن سيد اشرفى