بعدها في حكم ما قبلها ، لانّ هذا هو معنى العطف ، فاذا قلت : « مات النّاس حتّى الانبياء » فانّ معناه انّ الانبياء ماتوا ايضا . بل « حتّى » العاطفة تفيد انّ الغاية هو الفرد الفائق على سائر افراد المغيّى فى القوّة او الضّعف ، فكيف يتصوّر المعطوف بها داخلا فى الحكم ، بل قد يكون هو الاسبق فى الحكم نحو : « مات كلّ اب حتّى آدم » .
ترجمه :
سوّم : مفهوم غايت است
وقتى وارد شود مقيّد كردن با غايت مانند « سپس تمام كنيد روزه را تا شب » و مانند « هر شىء براى تو حلال است تا آنكه بدانى همانا آن ( شىء ) حرام است به عينه » . پس واقع شده است اختلاف اصوليّون در اين ( تقييد به غايت ) از دو جهت :
[ جهت اول اختلاف اصوليون : در مقيد كردن با غايت ]
جهت اوّل : در داخل بودن غايت در منطوق است - يعنى در حكم مغيّا - پس هرآينه اختلاف كردهاند ( علما ) در اينكه همانا غايت - و آن ( غايت ) آن چيزى است كه واقع مىشود بعد از ادوات غايت مثل « الى » و « حتّى » - آيا اين ( غايت ) داخل است در مغيّا از جهت حكم يا خارج است از آن ( مغيّا ) و همانا منتهى مىشود به آن ( غايت ) مغيّا موضوعا و حكما ؟ [ اختلاف كردهاند ] بر اقوالى :
از جملهء آن ( اقوال ) : تفصيل است بين بودن آن ( غايت ) از جنس مغيّا ، پس داخل مىشود ( غايت ) در اين ( مغيّا ) مانند « روزه گرفتم روز را تا شب » ، و بين بودن آن ( غايت ) از غير جنس اين ( مغيّا ) پس داخل نمىشود ( غايت ) ، مانند مثال « هر شىء