تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
قول پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله كه فرموده است : « مطل الغنى ظلم » . « 1 » جوابش آن است ؛ بنا بر مفهوم داشتن اين سخن كه به كمك قرينه بوده ولى باز نفعى براى دلالت داشتن تقييد به وصف بر مفهوم نخواهد داشت . زيرا بحث در مفاهيم و مفهوم وصف در مواردى است كه جملات وصفيّهء خالى از قرينهء خاصّ باشند و حال آنكه در خصوص اين مثال ، قرينه بر منوط بودن حكم به غنى بودن وجود دارد « 2 » و آن قرينه عبارت از مناسبت حكم و موضوع مىباشد . پس با اين قرينه فهميده مىشود ؛ سبب در حكم يعنى ظلم بودن معاطله ، عبارت از غنى بودن بدهكار است ، پس معاطله‌اش ظلم است . ولى چون شخص فقير ، عاجز از پرداخت دينش مىباشد ، بنابراين ، معاطله‌اش ظلم نخواهد بود .
هامش
( 1 ) - يعنى اين سخن دلالت بر مفهوم دارد . بنابراين مىتوان گفت : « مطل الفقير ليس بظلم » معاطله يعنى امروز و فردا كردن و تأخير فقير در پرداخت قرضش ظلم نمىباشد . ( 2 ) - زيرا گفته شد : مخالفين مفهوم داشتن وصف ، قبول دارند بعضى جملات وصفيّه به كمك قرينه دلالت بر مفهوم دارند . چنانچه موافقين مفهوم داشتن وصف نيز قبول دارند بعضى جملات وصفيّه به كمك قرينه دلالت بر مفهوم ندارند . ولى سخن از مفهوم داشتن يا نداشتن وصف در جايى است كه جملهء وصفيّه ، خالى از هر نوع قرينه باشد . بنابراين ، چنين جملاتى از محلّ نزاع خارج مىباشد . البته بايد توجه داشت مرحوم محقّق مشگينى در حاشيهء كفايه براى مفهوم داشتن وصف ، قريب به هشت دليل ذكر كرده‌اند كه صاحب كفايه در « كفاية الاصول 1 / 320 - 324 » علاوه بر اين چهار دليل ، دو دليل ديگر مثل انصراف و لزوم حمل مطلق بر مقيّد يعنى شش دليل را ذكر كرده و جواب مىدهد . چنانچه اين چهار دليل مصنّف و جوابهايشان را نيز شيخ در « مطارح الانظار / 184 » متعرّض شده است .