تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
530 - دليل دوّم قائلين به مفهوم داشتن وصف چه بوده و جواب مصنّف چيست ؟ ( 2 - انّ الاصل . . . ارجاعه قيدا للحكم ) ج : مىفرمايد : قائلين به مفهوم داشتن وصف مىگويند : اصل در قيد آن است كه احترازى باشد . « 1 » جوابش آن است كه احترازى بودن قيود ، مسلّم بوده ولى معنايش آن است كه دايره موضوع را كوچك كرده و افراد ديرگى را به غير از فرد مقيّد از شمول شخص حكم خارج
هامش
داشتن وصف نبوده تا در صورت مفهوم نداشتن ، ذكر آن ، لغو باشد . بلكه فوايد ديگرى نيز وجود دارد مثل مقيّد كردن موضوع به اينكه حكم شامل افراد ديگرى نمىشود . مثلا قيد عالم در « اكرم الانسان العالم » فايده‌اش آن است كه وجوب اكرام شامل انسان عالم بوده و شامل انسان غير عالم نمىشود . چنانچه فوايد ديگرى نيز صاحب معالم آورده‌اند : الف : شدت اهتمام به بيان حكم محلّ وصف كه يا به خاطر احتياج شنونده و مكلف به بيان آن بوده و يا براى دفع توهّم عدم شامل بودن حكم در مورد وصف مىباشد ، مثلا خداوند مىفرمايد : « و لا تقتلوا اولادكم خشية املاق » حال اگر خداوند تصريح به خشيت نمىكرد ، ممكن بود توهّم شود به خاطر ترس از فقر ، كشتن اولاد جائز مىباشد . ب : مصلحت اقتضا كرده كه حكم در مورد صفت تصريح شود ولى در غير صفت با بحث و فحص روشن شود . ج : سؤال از مورد وصف شده و جواب نيز طبق آن آورده شده است . مثلا سائل از حكم زكات در غنم سائمه پرسيده و جواب نيز برابر آن داده شده كه « فى سائمة الغنم زكات » بنابراين ، معنايش اين نيست كه زكات در غنم معلوفه به دليل ديگرى واجب نباشد . « معالم الدين / 83 ، و الجواب المنع . . . فانّ الفائدة غير منحصرة فيما ذكر تموه بل هى كثيرة منها شدة الاهتمام . . . او لدفع توهم . . . » . ( 1 ) - معناى احترازى بودن نيز آن است كه با انتفاى وصف ، سنخ حكم نيز منتفى شود . زيرا اگر با انتفاى وصف ، سنخ حكم از غير وصف منتفى نشود ، معنايى براى احترازى بودن قيود نخواهد بود . ، معناى احترازى بودن قيود يعنى انتفاى حكم از غير مورد قيد بوده كه مساوى با مفهوم مىباشد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 143 | حسن سيد اشرفى