تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
همانا اين ( اخصّ من وجه ) در قياس به مورد افتراق موصوف از وصف است . پس در مثال ( در غنم سائمه ، زكات است ) مىباشد مفهوم اين ( مثال ) - اگر باشد براى اين ( مثال ) مفهومى - عدم وجوب زكات در غنم غير سائمه‌اى كه آن ( غنم غير سائمه ) معلوفه است . و امّا در قياس به مورد افتراق وصف از موصوف ، پس نيست دلالتى براى اين ( مثال ) بر مفهوم قطعا . پس دلالت ندارد مثال ، بر عدم زكات در غير غنم سائمه يا غير سائمه مثل شتر - مثلا - زيرا همانا موضوع - و آن ( موضوع ) موصوفى است كه آن ( موصوف ) غنم است در مثال - واجب است اينكه باشد ( موضوع ) محفوظ در مفهوم . و نمىباشد ( مفهوم ) متعرّض براى موضوع ديگرى نه نفيا و نه اثباتا . پس آنچه از بعضى از شافعيّه است از قول به دلالت داشتن قضيّهء يادشده بر عدم زكات در شتر معلوفه ، نيست وجهى براى اين ( قول ) قطعا .

نكات دستورى و توضيح واژگان

الثّانى مفهوم الوصف : كلمهء « الثّانى » مبتدا و كلمهء « مفهوم » خبر و اضافه به بعدش شده است . موضوع البحث : يعنى « هذا موضوع البحث » . بالوصف هنا ما يعمّ النّعت و غيره : مشاراليه « هنا » بحث مفاهيم بوده و ضمير در « يعمّ » به ماء موصوله و ضمير در « غيره » به « النّعت » برگشته و مقصود از « النّعت » مشتقّ نحوى مىباشد . و نحوهما ممّا يصلح ان يكون الخ : ضمير در « نحوهما » به حال و تمييز برگشته و مقصود از آن مفعول له ، ظرف و جار و مجرور بوده و ضمير در « يكون » به ماء موصوله برمىگردد . كما انّه يختصّ بما اذا كان الخ : ضمير در « انّه » و « يختصّ » به وصف مورد كلام در بحث مفاهيم و ضمير در « كان » به وصف برمىگردد .