عن بعض الشّافعيّة من القول بدلالة القضيّة المذكورة على عدم الزّكاة فى الابل المعلوفة لا وجه له قطعا .
ترجمه :
دوّم ، مفهوم وصف است
موضوع بحث
: مقصود به وصف در اينجا ( بحث مفاهيم ) چيزى ( كلمهاى ) است كه شامل مىشود نعت و غير آن ( نعت ) را . پس شامل مىشود ( وصف ) حال و تمييز و مانند اين دو ( حال و تمييز ) را از آنچه ( كلماتى ) كه صلاحيت دارد ( كلمه ) اينكه باشد ( كلمه ) قيد براى موضوع تكليف . چنانچه همانا اين ( وصف مورد بحث ) اختصاص دارد ( وصف مورد بحث ) به آنچه كه وقتى باشد ( وصف ) اعتمادكننده بر موصوف . پس شامل نمىشود ( وصف مورد بحث ) آنچه را كه وقتى باشد وصف ، خودش ، موضوع براى حكم ، مثل « و السّارق و السّارقة فاقطعوا ايديهما » پس همانا مثل اين ( وصف ، خودش موضوع حكم بوده ) داخل مىشود ( اين مورد ) در باب مفهوم لقب .
و سرّ در اين ( وصف مورد بحث شامل اين مورد نبوده ) همانا دلالت بر انتفاى [ حكم به هنگام انتفاى ] وصف ، نيست چارهاى در آن ( دلالت ) از فرض موضوعى ثابت براى حكم كه مقيّد مىشود ( موضوع ) به وصف ، يك بار و مجرّد مىشود ( موضوع ) از آن ( وصف ) بار ديگر تا ممكن باشد فرض كردن نفى حكم از آن ( موضوع ) . و معتبر است همچنين ، در مبحوث عنه در اينجا ( مفهوم وصف ) اينكه باشد ( وصف ) اخصّ از موصوف مطلقا يا من وجه . زيرا همانا آن ( وصف ) اگر باشد ( وصف ) مساوى يا اعمّ مطلق ، موجب نمىشود ( وصف ) مضيّق شدن و تقييد در موصوف را تا صحيح باشد فرض كردن انتفاى حكم از موصوف به هنگام انتفاى وصف . و امّا داخل شدن اخصّ من وجه در محل بحث ، پس