تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
مثلا مفهوم ابتدا ، معنايى واحد است كه وضع شده براى آن ( ابتداء ) دو لفظ . يكى از آن دو ، لفظ « الابتداء » است و دوّم ، كلمه « من » است . ولى اوّل وضع شده ( اوّل ) براى آن ( ابتدا ) اينكه استعمال شود ( اوّل ) در آن ( ابتدا ) هنگامى كه ملاحظه مىكند آن ( ابتدا ) را استعمال‌كننده ، مستقلّ فى نفسه . چنانچه وقتى گفته شود : « ابتداى سير بود ( ابتداى سير ) سريع » و دوّم ، وضع شده براى آن ( ابتداء ) به خاطر اينكه استعمال شود ( دوّم ) در آن ( ابتدا ) هنگامى كه ملاحظه مىكند آن ( دوّم ) را استعمال‌كننده ، غير مستقلّ فى نفسه . چنانچه وقتى گفته شود « سير كردم از ( ابتداى ) نجف » پس بدست آمد همانا فرق بين معناى حرف و معناى اسم اينكه اوّل را ملاحظه مىكند آن ( اوّل ) را استعمال‌كننده هنگام استعمال ، آلت براى غير خودش ( حرف ) و غير مستقلّ فى نفسه و دوّمى را ملاحظه مىكند آن ( دوّمى ) را استعمال‌كننده هنگام استعمال مستقلا با آنكه همانا معنى در هر دو آنها ( اسم و حرف ) يكى است . و فرق بين وضع آن دو ( اسم و حرف ) همانا آن ( فرق ) در غايت است فقط . و لازمه اين قول اينكه همانا وضع و موضوع له در حروف عامّ است . و اين قول منسوب است به شيخ رضى معروف به نجم الائمّه است . و اختيار كرده اين ( قول ) را محقّق صاحب كفايه .

نكات دستورى و توضيح واژگان

وقوع الوضع العامّ و الخ : يعنى « السّادس وقوع الوضع العامّ و الخ » انّ مثاله وضع الحروف : ضمير در « مثاله » به قسم ثالث برمىگردد . و ما يحلق بها من اسماء الاشارة . . . و نحوها : ضمير نايب مفعولى در « يلحق » به « ماء موصوله » و در « بها » به حروف و در « نحوها » به اسماء اشاره ، ضمائر ، موصولات و