فيكون من الثّالث : ضمير در « يكون » به وضع لفظ براى افراد برگشته و مقصود از « الثّالث » نيز « القسم الثّالث » يعنى وضع عامّ و موضوع له خاصّ مىباشد .
بخلاف الامر : مقصود از « الامر » وضع لفظ مىباشد .
فلا يمكن الوضع معه : ضمير در « معه » به تصوّر خاص برمىگردد .
لم نتصوّره اصلا : ضمير منصوبى در « نتصوّره » به عامّ برمىگردد .
بحسب الفرض : زيرا فرض اين است كه ذهن از تصوّر خاصّ منتقل به تصوّر عامّ نشده تا عامّ بنفسه و مستقلا تصوّر شود .
و لا بوجهه : ضمير در « بوجهه » به عامّ برگشته و مقصود تصوّر عامّ به نحو اجمال و در ضمن خاصّ مىباشد .
اذ ليس الخاصّ وجها له : ضمير در « له » به عامّ برمىگردد .
و يستحيل الحكم على المجهول المطلق : مقصود از « حكم » وضع لفظ بوده و مقصود از « المجهول المطلق » عامّ مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
54 - نظر مصنّف نسبت به اين فرض كه خاصّ وجه براى عامّ باشد چيست ؟ ( و لكن الصّحيح . . . من ذلك )
ج : مىفرمايد : نظر صحيح كه واضح و روشن هم مىباشد آن است كه خاص نشاندهنده و دربرگيرنده عام نمىباشد . چرا كه وقتى معناى متصوّر ، خاصّ باشد به اعتبار مشخّص و محدود بودنش فقط مىتواند خودش را نشان داده و نمىتواند غير خودش را نشان دهد بنابراين نه مىتواند آينه براى نشان دادن عامّ باشد چنانچه تصوّر زيد يعنى آن ذات متشخّص خارجى نمىتواند دربرگيرنده و نشاندهنده معناى انسان و حيوان ناطق باشد و نه حتّى مىتواند نشاندهنده افراد جزئى ديگر