يصحّ ان يكون الخ : ضمير در « يصحّ » و « يكون » به خاصّ برمىگردد .
وجهة من جهاته حتى يكون تصوّره الخ : ضمير در « جهاته » به عامّ و در « تصوّره » به خاصّ برمىگردد .
عن تصور العامّ بنفسه و مغنيا عنه : ضمير در « بنفسه » به عامّ و در « عنه » به تصوّر عامّ برمىگردد .
لاجل ان يكون تصوّرا للعامّ بوجه : ضمير در « يكون » به تصوّر الخاصّ برگشته و مقصود از « بوجه » ، « بوجه من الوجوه » يعنى تصور اجمالى مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
51 - بيان امكان و امتناع قسم چهارم از وضع ( وضع خاصّ و موضوع له عامّ ) چيست ؟ « 1 » ( انّ النزاع فى . . . تصوّر الخاصّ فقط )
ج : مىفرمايد : نزاع در امكان و امتناع اين قسم ، ناشى از نزاع و اختلاف در اين است آيا امكان دارد خاصّ نشاندهنده و آينه براى عامّ باشد يا فقط مىتواند خودش را نشان دهد و نه غير خودش را ؟ چرا كه قبلا گفته شد ؛ در وضع بايد تصوّر لفظ و معنا بشود چه مستقلا ( بنفسه ) يا اجمالى و در ضمن تصوّر ديگرى ( بوجهه ) . در اينجا كه ابتدا تصوّر معناى خاصّ را كرديم آيا اين تصوّر خاصّ مىتواند نشاندهنده و دربرگيرنده عامّ هم بشود تا عامّ را بتوان هرچند بوجهه و در ضمن اين خاصّ تصوّر كرد يا نه ؟ حال آنكه فرض آن است در اين قسم آنچه كه تصوّر شده تنها تصوّر خاصّ
هامش
( 1 ) - قائل به اين قسم از وضع - عالم بزرگوار مرحوم ميرزا حبيب اللّه رشتى در كتاب بدائع الافكار مىباشد .