تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
تصوّرش ( معناى موضوع له ) بنفسه يا بوجهه . به خاطر ممتنع نمودن حكم كردن بر مجهول . و فرض در اين قسم ( قسم چهارم ) آن است كه همانا معناى موضوع له نبوده است ( معناى موضوع له ) متصوّر . و همانا تصوّر شده است خاصّ فقط . و گرنه اگر عامّ بود ( عامّ ) متصوّر بنفسه و هرچند به سبب تصوّر خاصّ - مىبود ( قسم چهارم ) از قسم دوّم . و آن ( قسم دوّم ) وضع عامّ و موضوع له عامّ است . و نيست كلامى در امكان آن ( قسم دوّم ) بلكه در وقوعش ( قسم دوّم ) چنانچه گذشت . پس چاره‌اى نيست در اين هنگام براى قائل شدن به امكان قسم چهارم از اينكه فرض كنيم اينكه همانا خاصّ صحيح است اينكه باشد ( خاصّ ) وجهى از وجوه عام و جهتى از جهاتش تا اينكه باشد تصوّرش ( خاصّ ) كفايت‌كننده از تصوّر عامّ بنفسه و بىنيازكننده از آن ( تصوّر عامّ ) براى اينكه مىباشد ( تصوّر خاصّ ) تصوّرى براى عامّ بوجهى .

نكات دستورى و توضيح واژگان

5 - استحالة القسم الرّابع : يعنى « الخامس استحالة القسم الرّابع » . و هو الوضع الخاصّ و الموضوع له : ضمير « هو » به الرّابع برگشته و ضمير در « له » گفته شد كه در تمام عبارتهاى « الموضوع له » به لفظ برمىگردد . فى بيانها انّ النّزاع فى امكان ذلك الخ : ضمير در « بيانها » به « استحالة الرّابع » برگشته و مشار اليه « ذلك » قسم چهارم مىباشد . ان يكون الخاصّ وجها و عنوانا للعامّ : منظور از وجه و عنوان بودن يعنى نشان‌دهنده و آينه بودن است . اينكه خاصّ وجه و عنوان براى عام بوده يعنى خاصّ