فلا موقع للحيرة : يعنى جاى حيرت نيست .
يتعلّق بالتّرك او الكفّ : ضمير در « يتعلّق » به طلب در نهى برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
447 - چه تفاوتى بين مباحث و اقوال در صيغه امر با مباحث و اقوال در صيغه نهى مىباشد ؟ ( كلّ ما تقدّم . . . عن الفعل ؟ )
ج : مىفرمايد : تمام مباحثى كه تا اين اينجا و در مسئلهء پنجم در مورد نواهى مىآيد همانند مباحث مطرح شده در صيغهء امر بوده و اختلاف جديدى وجود ندارد . مگر يك بحث و اختلاف كه در صيغه نهى مطرح است ولى در صيغه امر مطرح نبوده و آن اين است كه مطلوب در نهى چيست ؟ آيا مطلوب در نهى عبارت از مجرّد ترك بوده يا كفّ نفس يعنى خوددارى كردن از فعل منهى عنه مىباشد ؟ « 1 »
448 - فرق بين اينكه مطلوب در نهى عبارت از مجرّد ترك يا كفّ نفس از عمل باشد چه بوده و حقّ كدام است ؟ ( و الفرق بينهما . . . القول الاوّل )
ج : مىفرمايد : فرق بين اين دو آن است كه مطلوب بنا بر قول اوّل كه مجرّد ترك بوده
هامش
( 1 ) - البتّه اين بحث بنا بر قول مشهور است كه مىگويند : نهى نيز همانند امر دلالت بر طلب مىكند . حال بنا بر اينكه دلالت بر طلب مىكند اختلاف است كه متعلق نهى و مطلوب در نهى و به عبارت ديگر طلب در نهى به چه چيزى تعلق مىگيرد آيا مطلوب در نهى ، مجرّد ترك است .
يعنى نهى عبارت از طلب ترك فعل است ؟ يا مطلوب در نهى ، كفنفس از فعل است . يعنى نهى عبارت از طلب خوددارى كردن از عمل است . اكثر اصوليّون اماميّه از قدماء مثل صاحب معالم در « معالم الدّين / 104 » و محقق قمى در « قوانين الاصول 1 / 137 » و صاحب فصول در « الفصول الغروية / 120 » و محقق آخوند خراسانى در « كفاية الاصول 1 / 232 المقصد الثّانى » قائل به قول اوّل يعنى مجرد ترك بوده و بسيارى از عامّه قائل به قول دوّم هستند .