شخص واجب الإطاعة مىباشد .
بطبعه : ضمير در « بطبعه » به صدور نهى برمىگردد .
حسب ظهوره الاطلاقى : ضمير در « ظهوره » به نهى برگشته و كلمهء « الاطلاقى » صفت براى « ظهوره » مىباشد .
الّذى هو الخ : ضمير « هو » به تحريم برگشته و موصول « الّذى » با صله بعدش ، صفت براى « التّحريم » كه اسم « انّ » بوده مىباشد .
وضعت له الصّيغة : ضمير در « له » به تحريم برگشته و اين جمله ، خبر « انّ » مىباشد .
و استعملت فيه : ضمير نايب فاعلى در « استعملت » به صيغه و ضمير در « فيه » به تحريم برمىگردد .
و الكلام هنا : مشار اليه « هنا » صيغه نهى مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
444 - ظهور صيغه نهى در چه بوده « 1 » و نحوهء ظهور آن چگونه است ؟ ( الحقّ انّ . . .
هو المعروف )
ج : مىفرمايد : حقّ آن است كه صيغه نهى ، ظهور در حرمت دارد ولى از باب وضع و اينكه صيغهء نهى وضع براى حرمت و حقيقت در معناى حرمت باشد نيست اگرچه معروف آن است كه صيغه نهى ، وضع براى حرمت شده و موضوع له آن عبارت از حرمت است .
هامش
( 1 ) - وقتى گفته شد صيغهء نهى ، دلالت بر زجر و ردع دارد بحث مىشود كه آيا دلالت بر زجر و ردع وجوبى يعنى حرمت دارد يا زجر و ردع غير وجوبى يعنى كراهت دارد ؟