تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧
صورت تمكّن قدر متيقّن از آن باشد . على اطلاقه : ضمير در « اطلاقه » به واجب برمىگردد . هو الّذى يظهر الخ : ضمير « هو » و ضمير در « يظهر » به « هذا الفرض » برمىگردد . بل يكون وجوبه الخ : ضمير در « وجوبه » به عمل برمىگردد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

433 - آيا فرضى كه بتوان گفت وجوب قضاء تابع امر به اداء بوده وجود دارد ؟ ( نعم يمكن . . . اطلاق دليل الواجب ) ج : مىفرمايد : آرى ، مىتوان چنين فرضى را نمود هرچند وقوع آن در شرع مقدّس بعيد است . و آن در جايى است كه اوّلا : دليل توقيت ، منفصل باشد . ثانيا : دليل توقيت ، مقيّد به قيد تمكّن باشد . البتّه مقيّد بودن دليل توقيت به قيد تمكّن نيز به دو صورت است : 1 - خود دليل توقيت مقيّد به قيد تمكّن باشد و مطلق نباشد مثل آنكه مولى بفرمايد : « اجعل صومك يوم الجمعة ان تمكّنت » قرار بده روزه‌ات را در روز جمعه اگر بتوانى . 2 - خود دليل توقيت ، مقيّد به قيد تمكن نباشد ولى اطلاق هم ندارد به اينكه قيد وقت براى اعمّ از مكلّف قادر و غير قادر است بلكه قدر متيقّن در مقام تخاطب وجود دارد كه اين قدر متيقّن آن است كه وقت براى مكلّف قادر ، شرط است ولى براى مكلّف غير قادر شرط نيست « 1 » پس در اين فرض كه
هامش
( 1 ) - زيرا وقتى قدر متيقّن در مقام تخاطب وجود داشته باشد مثلا اجماع وجود دارد كه شرط بودن وقت يعنى روز جمعه براى روزه ، مربوط به مكلّف قادر است و نه شخص مضطر . در اينجا ديگر دليل توقيت اگرچه لفظا مقيّد نبوده و مطلق است ولى به اطلاقش نمىتوان تمسّك كرد و