اطلاق دليل واجب مگر در صورت تمكّن و حال آنكه با اضطرار به ترك عمل در وقت ، باقى مىماند دليل واجب بر اطلاقش ( واجب ) . و اين فرض ، آن ( فرض ) چيزى است كه ظاهر مىگردد از كفايهء شيخ اساتيدمان ، آخوند « قدس سره » . ولى اين ( فرض ) فرض بعيدى است جدّا ، علاوه آنكه همان با اين فرض ، صدق نمىكند فوت و نه قضاء . بلكه مىباشد وجوب آن ( عمل ) در خارج وقت از نوع اداء .
نكات دستورى و توضيح واژگان
و ان كان هذا : مشار اليه « هذا » فرض مىباشد .
ان يكون دليل التّوقيت المنفصل الخ : كلمهء « المنفصل » صفت براى « دليل » كه اضافه به « التّوقيت » شده مىباشد و اين عبارت نيز تأويل به مصدر رفته و نايب فاعل « يفرض » در « ان يفرض » كه آنهم تأويل به مصدر رفته و فاعل « يمكن » بوده مىباشد .
ليس فيه اطلاق : ضمير در « فيه » به دليل توقيت برمىگردد .
يعمّ صورتى التمكّن و عدمه : ضمير در « يعمّ » به اطلاق و ضمير در « عدمه » به تمكّن برگشته و كلمه « صورتى » نيز « صورتين » بوده كه نون آن در اضافه شدن حذف شده و اين جمله ، صفت براى كلمه « اطلاق » مىباشد .
و صورة التمكّن هى القدر المتيقّن : ضمير « هى » به صورت تمكّن برگشته و اين جمله جواب اين سؤال مقدر است « اگر دليل توقيت نسبت به هر دو صورت تمكّن و عدم تمكّن اطلاق ندارد پس چرا مقيّد به صورت تمكّن است ؟ »
فانّه فى هذا الفرض : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و مقصود از « هذا الفرض » فرضى است كه دليل منفصل توقيت ، مقيّد به تمكّن باشد و يا مقيّد نباشد ولى