شرح ( پرسش و پاسخ )
431 - نظر مصنّف در مورد تبعيّت قضاء از اداء چيست ؟ ( و المختار هو . . . مطلوب آخر )
ج : مىفرمايد : نظر ما همان قول دوّم يعنى عدم تبعيّت قضاء از اداء مطلقا مىباشد .
زيرا ظهور تقييد و آوردن قيد آن است كه قيد ، ركن در مطلوب مولى است . پس وقتى مولى بگويد « روزه بگير در روز جمعه » از اين كلام مولى فقط يك مطلوب براى يك غرض فهميده مىشود و آنهم خصوص روزه روز جمعه است نه اينكه روزه ، خودش مستقلا مطلوب بوده و بودنش در روز جمعه نيز مطلوب ديگرى باشد . « 1 »
432 - دليل و توجيه مصنّف در مورد عدم تبعيّت قضاء از اداء در خصوص دليل متّصل قابل قبول است ولى در دليل منفصل چگونه مىتوان گفت وحدت مطلوب و غرض واحد وجود دارد ؟ « 2 » ( و امّا فى مورد . . . بالدّليلين )
ج : مىفرمايد : در مورد دليل منفصل توقيت مثل وقتى كه مولى بفرمايد « روزه بگير » و سپس در كلامى ديگر بفرمايد « روزهات را در روز جمعه قرار بده » نيز يك مطلوب
هامش
( 1 ) - يعنى براى مجموع كلام يك ظهور بيشتر منعقد نمىشود و آن ظهور كلام در يك متعلّق كه عبارت از روزه روز جمعه است . يك متعلّق كه از دو جزء مىباشد ولى قائلين به تبعيّت مطلقا مىگويند براى كلام دو ظهور و دو متعلّق منعقد مىشود 1 - ظهور در مطلوب بودن و متعلّق امر بودن خود روزه مستقلا 2 - ظهور در مطلوب بودن و متعلّق امر بودن اين روزه در روز جمعه .
بنابراين وقتى در دليل متّصل چنين گويند در منفصل به طريق اولى اين معنا را خواهند گفت .
( 2 ) - زيرا گفته مىشود هر كلام براى خودش ظهورى دارد و در جايى كه دليل توقيت كلامى جداى از دليل خود واجب است براى هر كلام ظهورى منعقد مىشود مستقلّ از ديگرى .
بنابراين ، در دليل منفصل وحدت مطلوب نيست بلكه دو مطلوب وجود دارد .