خارج وقت تدارك شود به اين معنا كه در خارج وقت آن را انجام داد مثل نماز ، روزه . تدارك اين واجبات را قضاء گويند و در اين بحثى نيست . بلكه بحث در اين است كه آيا وجوب قضا و تدارك اين واجبات به مقتضاى قاعده است ؟ يعنى امرى كه تعلّق به واجب موقّت گرفته است آيا همان امر دلالت مىكند بر وجوب قضاى آن واجب در صورتى كه در وقت خودش اتيان نشود يا قاعده اقتضاى اين معنا را نداشته و براى اثبات وجوب قضاى آن ، بايد دليل ديگرى به غير از خود امر تعلّق گرفته به واجب موقّت اقامه شود ؟ « 1 »
427 - اقوال در تبعيّت قضاء از اداء چيست ؟ ( و فى المسألة . . . تابع للاداء )
ج : مىفرمايد : سه قول وجود دارد :
الف : قضاء تابع اداء است مطلقا ب : قضاء تابع اداء نمىباشد مطلقا « 2 » ج : قول به تفصيل بين اينكه دليل بر واجب موقّت ، دليل متّصل باشد كه در اينجا قضاء تابع اداء نمىباشد و بين اينكه دليل بر واجب موقّت ، دليل منفصل باشد كه در اينجا قضاء تابع اداء خواهد بود .
428 - منشأ نزاع در مسئله تبعيّت قضاء از اداء و عدم تبعيّت قضاء از اداء چيست ؟
( و الظّاهر انّ . . . فى وقت معيّن )
هامش
( 1 ) - مثل دليل « اقض ما فات كما فات » يا « من فاتته فريضة فليقضها » بحث در جايى كه دليل خاصّ داريم بر وجوب قضاء يا دليل بر عدم وجوب قضاء نيست بلكه اگر دليل خاصّ نداشتيم آيا قاعده مقتضى چيست ؟ آيا امر به اداء ، خودش امر به قضاء هم هست يا خير ؟
( 2 ) - مقصود از مطلقا در مقابل قول به تفصيل بين متّصل بودن دليل توقيت و بين منفصل بودن دليل توقيت مىباشد كه در قول سوّم است . يعنى چه دليل متّصل باشد يا منفصل فرقى ندارد .