ج : مىفرمايد : منشأ نزاع رجوع مىكند به اينكه آنچه از دليل واجب موقت استفاده مىشود آيا وحدت مطلوب يا تعدّد مطلوب است . يعنى در واجب موقّت آيا مطلوب مولى يك عمل كه عبارت از عمل مقيّد به وقت بوده مىباشد يا مطلوب او دوتا كه عبارت از خود فعل و اينكه اين فعل در وقت معيّن انجام شود مىباشد ؟
429 - چگونه مستفاد از دليل توقيت اگر وحدت مطلوب باشد تبعيّت نكردن قضاء از اداء بوده و اگر تعدّد مطلوب باشد تبعيّت قضاء از اداء مىباشد ؟ ( فعلى الاوّل . . . على حاله )
ج : مىفرمايد : زيرا وقتى مستفاد از دليل توقيت ، وحدت مطلوب باشد يعنى متعلّق امر در واجب موقّت يكى عمل و آن نماز در محدودهء وقت مىباشد . وقتى اين عمل در محدوده وقت انجام نشود ، متعلّق امر به اداء يعنى مطلوب مولى كه عمل در وقت بوده به كلّى ساقط شده و براى عمل در خارج از وقت بايد امر جديدى صادر و اقامه شود . « 1 » ولى وقتى مستفاد از دليل واجب موقّت ، تعدّد مطلوب يعنى خود عمل و انجام عمل در وقت معيّن شده باشد « 2 » حال اگر امتثال واجب در وقت واقع نشود ، يكى از دو مطلوب و متعلّق امر را اتيان نكرده و مطلوب و متعلّق ديگر كه خود عمل باشد به حال خود باقى بوده و ساقط نشده و همان امر به اداء دعوت مىكند كه اصل عمل به مطلوبيت خودش باقى است و بايد در خارج از وقت اتيان
هامش
( 1 ) - و با سقوط مطلوب و غرض مولى هرچند به معصيت باشد امر هم ساقط شده و ديگر امرى نيست كه دعوت به انجام مأمور به در خارج از وقت كند .
( 2 ) - يعنى متعلّق امر در واجب موقت دوتا مىباشد . به عبارت ديگر در دليل توقيت دو واجب وجود دارد : 1 - وجوب فعل 2 - وجوب فعل در زمان مشخّص شده .