تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
ترجمه :

[ تعريف واجب تخييرى . . . ]

و واجب تخييرى ، آن چيزى ( واجبى ) است كه باشد براى آن ( واجب ) همتا و جانشينى در عرض آن ( واجب ) و تعلّق نگرفته باشد به آن ( واجب ) طلب به خصوص آن ( واجب ) . بلكه باشد مطلوب ، آن ( واجب ) يا غير آن ( واجب ) در حالى كه مخيّر است بين آن دو ( اين واجب و ديگرى ) مكلّف . و آن ( واجب تخييرى ) همچون روزهء واجب در كفاره عمدى افطار ماه رمضان . پس همانا آن ( روزه ) واجب است ولى جايز مىباشد ترك آن ( روزه ) و تبديلش ( روزه ) به عتق رقبه يا اطعام شصت مسكين . و اصل در اين تقسيم ( واجب تعيينى و تخييرى ) آن است كه همانا غرض مولى گاهى تعلّق مىگيرد ( غرض مولى ) به چيز معيّنى ، پس همانا چاره‌اى نيست در اين هنگام ( تعلّق غرض مولى به چيز معيّنى ) از اينكه باشد آن ( چيز معيّن ) مطلوب و مبعوث اليه به تنهايى . پس مىباشد ( شيء معيّن ) واجب تعيينى . و گاهى تعلّق مىگيرد غرض او ( مولى ) به يكى از دو چيز يا چند چيز نه به نحو تعيين ، به معنا اينكه همانا هريك از اين ( دو چيز يا چند چيز ) به نحو تخيير بين آن ( دو چيز يا چند چيز ) . و هر دو قسم ( واجب تعيينى و واجب تخييرى ) واقع است در اراده ما ، خود ما همچنين . پس وجهى نيست براى اشكال در ممكن بودن واجب تخييرى ، و نيست موجبى براى اطاله كلام . سپس همانا اطراف واجب تخييرى اگر باشد بين آن ( اطراف ) جامعى كه ممكن باشد تعبير از آن ( جامع ) به لفظى واحد ، پس همانا ممكن است اينكه باشد بعث در مقام طلب ، به طرف اين جامع . پس وقتى واقع مىشود طلب اين‌چنين ( به طرف جامع ) پس همانا تخيير در اين هنگام ( بعث در مقام طلب به طرف جامع باشد ) بين اطراف ، ناميده مىشود ( تخيير ) عقلى . و اين
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 677 | حسن سيد اشرفى