واجب تعيينى خارج نمىشوند . مثل وضو كه بديل طولى دارد و آن تيمّم است و يا غسل كه بديل طولى دارد و آنهم تيمّم است . يا خصال كفارهء مترتّبه همچون كفاره قتل خطايى كه عتق رقبه است ولى بديل طولى دارد و آن دو ماه روزه يا اطعام شصت مسكين است « 1 » . زيرا اين بديلها مثلا تيمّم وقتى واجب است كه وضوء و غسل متعذّر باشد و شصت روز روزه وقتى واجب است كه عتق رقبه متعذّر باشد و اطعام شصت مسكين نيز وقتى واجب است كه شصت روز روزه گرفتن متعذّر باشد .
هامش
( 1 ) - به عبارت ديگر در واجباتى كه بدل طولى دارند ، واجب ، متعيّن بوده و از ابتدا همان ، واجب است . مثلا در وضوء و يا غسل از ابتدا همان وضوء و غسل واجب بوده و مقصود مولى مىباشند . ولى اگر انجام آن ميسّر نشد و متعذّر بود تيمّم جاى آنها را مىگيرد . يا كفارهء قتل خطايى از ابتدا عتق رقبه است ولى اگر انجام آن متعذّر شد شصت روزه و اگر آنهم نشد اطعام شصت مسكين جاى آن را مىگيرد . و اينطور نيست كه مكلّف از ابتدا مخيّر بين وضو و تيمّم يا غسل و تيمّم و يا عتق رقبه و شصت روز روزه و اطعام شصت مسكين باشد .