متعال است
« وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *
. و مثل وجوب نماز كه مستقلّا و بالاصاله مقصود از قول خداوند متعال است
« فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ »
.
391 - واجب تبعى در تقسيمات واجب به چه معناست ؟ ( و الواجب التّبعى . . . بالمعنى الاخصّ )
ج : مىفرمايد : واجب تبعى ، واجبى است كه مستقلا و بالاصاله مقصود متكلّم در افادهء وجوبش از لفظ و كلام نمىباشد . بلكه وجوب واجب ، تبعى از توابع وجوب واجبى است كه مقصود بالاصاله از كلام است . « 1 » مثل واجب بودن رفتن به بازار كه
هامش
( 1 ) - در تقسيم واجب به واجب اصلى و تبعى اختلاف است كه آيا اين تقسيم در مقام ثبوت و واقع بوده يا در مقام اثبات و دلالت مىباشد .
الف : مقام ثبوت : يعنى مقام لحاظ و تعلّق اراده به وجوب بوده كه اگر اراده مولى مستقلا به وجوب چيزى تعلّق گيرد و تفصيلا ملحوظ او باشد واجب را اصلى و اگر اراده مولى مستقلا به وجوب چيزى تعلق نگيرد و اجمالا ملحوظ باشد واجب را تبعى گويند .
ب : مقام اثبات : يعنى مقام دلالت لفظ و كلام كه اگر وجوب واجبى به واسطه خطاب مستقل باشد يعنى وجوبش از لفظ استفاده شده و مقصود متكلم باشد واجب را اصلى و اگر وجوبش از لفظ استفاده نشود ولى مقصود متكلم باشد واجب را تبعى گويند .
صاحب فصول ، تقسيم واجب را به اصلى و تبعى به لحاظ مقام اثبات و دلالت مىداند « الفصول الغروية / 82 » و شيخ انصارى در « مطارح الانظار / 78 » و محقق آخوند خراسانى در « كفاية الاصول 1 / 194 » اين تقسيم را به لحاظ مقام ثبوت و واقع مىدانند . چنانچه نظر مصنّف نيز همين است .
بنا بر تقسيم به اعتبار مقام ثبوت بايد گفت ؛ واجب غيرى تقسيم به اصلى و تبعى مىشود ولى واجب نفسى هميشه وجوب اصلى دارد . چرا كه واجب غيرى اگرچه مصلحت موجود در آن ذاتى و نفسى نبوده ولى اين واجب در واقع و نفس الامر از دو حال خارج نيست الف : به خاطر