العتق اوّلا ، فان تعذّر فصيام شهرين ، فان تعذّر فاطعام ستّين مسكينا .
ترجمه :
سوّم ، اصلى و تبعى است
واجب اصلى ، « آن چيزى ( واجبى ) است كه قصد شده است افاده وجوب آن ( واجب ) مستقلا در كلام » . همچون وجوب نماز و وضو كه مستفاد از قول خداوند متعال است « و اقيموا الصّلاة » و از قول خداوند متعال
« فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ » .
و واجب تبعى ، « آن چيزى ( واجبى ) است كه قصد نشده است افاده وجوب آن « واجب » بلكه مىباشد ( وجوب واجب تبعى ) از توابع آن چيزى ( وجوب واجبى ) كه قصد شده است افاده آن ( وجوب واجب ) . و اين ( وجوب تبعى ) همچون وجوب رفتن به بازار كه فهميده مىشود ( وجوب رفتن ) از امر مولى به وجوب خريدن گوشت از بازار . پس همانا رفتن به آن ( بازار ) در اين هنگام ( وجوب امر مولى به خريد گوشت از بازار ) مىباشد ( رفتن به بازار ) واجب ولى آن ( وجوب رفتن به بازار ) نبوده است ( وجوب رفتن به بازار ) مقصود از افاده كلام ، چنانچه در هر دلالت التزاميّهاى است در آنجا ( دلالت التزاميّهاى ) كه نبوده است لزوم در آن ( دلالت التزاميّه ) از قبيل بيّن به معناى اخصّ .
چهارم ، تخييرى و تعيينى است
واجب تعيينى ، « آن چيزى ( واجبى ) است كه تعلّق گرفته است به آن ( واجب ) ، طلب به خصوص آن ( واجب ) و نيست براى آن ( واجب تعيينى ) همتايى در مقام امتثال » .
همچون نماز و روزه در ماه رمضان . پس همانا نماز ، واجب است براى مصلحت در خود آن ( نماز ) كه جانشين نمىشود جاى آن ( نماز ) واجب ديگرى در عرض آن