تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
در همه شروط جارى است و نتيجه رجوع شرط و قيد به هيئت امر با رجوع آن به مادّه امر چيست ؟ ( و هذا البحث . . . فيما بعد ) ج : مىفرمايد : اين نزاع و بحث در واجباتى كه شرطشان ، شرط زمانى هم نبوده مثل اينكه مولى بفرمايد « اذا تطهّرت فصلّ » جارى مىباشد . حال اگر گفته شود ؛ شرط به مدلول هيئت امر رجوع مىكند يعنى شرط براى وجوب است نتيجه آن است كه واجب ، واجب مشروط بوده و تحصيل مقدّمات قبل از حصول شرط لازم نيست . امّا اگر گفته شود ؛ شرط به مادّه امر رجوع مىكند يعنى شرط براى واجب است نتيجه آن مىشود كه واجب ، واجب مطلق بوده و وجوب قبل از حصول شرط ، فعلى بوده و بايد مقدمات مأمور به را تحصيل كرد « 1 » وقتى مىدانيم كه شرط بعد از تهيّه مقدمات هم حاصل مىشود . « 2 »
هامش
( 1 ) - قبلا گفته شد وقتى وجوب ، فعلى نباشد بعثى هم نيست تا انبعاث مكلّف لازم باشد . ولى وقتى وجوب ، فعلى باشد بعث مولى وجود دارد . بنابراين انبعاث مكلّف هم لازم است . و چون انبعاثش به طرف انجام مأمور به متوقف بر تهيّه مقدّمات مىباشد لازم است مقدّمات را تهيّه كند . ( 2 ) - ردّ نظر صاحب فصول در قائل شدن به واجب معلق است در جايى كه زمان نيز جزء شرايط يا خود شرط باشد . يعنى در مثل حجّ هم پس از استطاعت باز آنچه كه وجوبش فعليّت پيدا مىكند عبارت از تهيّه مقدّمات و قطع مسافت و امثال آن است ولى خود اعمال حجّ ، وجوب فعلى نداشته بلكه واجب مشروط است نسبت به زمان و موسم حج . و بعد از رسيدن زمان حجّ است كه اعمال حجّ هم وجوب فعلى پيدا مىكند . ولى صاحب فصول مىگويد اعمال حجّ هم وجوب فعلى دارد ولى تنجّز ندارد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 666 | حسن سيد اشرفى