378 - آيا هيچ شرايطى وجود ندارد كه همهء واجبات نسبت به آنها واجب مطلق يا مشروط باشند ؟ ( ثمّ اعلم . . . فى الواقع )
ج : مىفرمايد : بدان هر واجبى نسبت به شرايط عامّه تكليف كه عبارت از بلوغ ، قدرت و عقل بوده واجب مشروط است . بنابراين فرد نابالغ و صبى و فرد ناتوان و عاجز و فرد مجنون و ديوانه اصلا مكلّف به تكليفى در واقع نيستند « 1 »
379 - آيا علم و آگاهى نيز از شرايط عامه و اوليّه تكليف مىباشد يا خير ؟ و اگر نيست پس شرط چه چيزى است ( و امّا العلم . . . هذا موضعه )
ج : مىفرمايد : علم و آگاهى را بعضى گفتهاند از شرايط عامّه تكليف است . ولى حقّ آن است كه نه شرط در وجوب و نه ساير احكام مىباشد . بلكه تكاليف واقعى در لوح محفوظ ، مشترك بين آگاه و ناآگاه به يك اندازه بوده و علم ، شرط در استحقاق عقاب است در وقتى كه مخالفت با تكليف شود كه تفصيل آن در مباحث حجّت و
هامش
طبقه سوّم بوده تحت آن و نسبت به فردى كه در طبقه اوّل بوده فوق آن مىباشد . هر واجبى اينطور نيست كه نسبت به همهء مقدّماتش واجب مشروط و واجبى ديگر نسبت به همه مقدّماتش واجب مطلق باشد . بلكه يك واجب ممكن است به بعضى مقدماتش واجب مطلق و نسبت به بعضى ديگر از مقدّماتش واجب مشروط باشد .
( 1 ) - مثلا اگر فردى نابالغ استطاعت مالى پيدا كرد و توانايى طىّ طريق را داشت و ديوانه هم نبود ولى باز هم حجّ بر او واجب نخواهد بود . چرا كه وجوب حجّ با فرض وجود همه شرائط مقدّمهاى باز مشروط به بلوغ ، قدرت و عقل است . بنابراين همهء واجبات با فرض تحقق همهء مقدماتشان باز به مرحلهء فعليّت وجوب نمىرسند مگر شرايط عامّه تكليف هم وجود داشته باشد .