غير آن خواهد آمد و بحث مطلق و مشروط جاى تفصيل اين بحث نيست . « 1 »
هامش
( 1 ) - براى حكم چند مرتبه كه سه يا چهار مرتبه و بعضى دو مرتبه مىدانند .
1 - مرتبه جعل : مرحله تصوّر مصالح و مفاسد و تصوّر امرى كه بايد بشود .
2 - مرتبه انشاء : يعنى مرحله ايجاد حكم . مثل آنكه در مجلس يا هيئت دولت حكمى و قانونى به تصويب مىرسد ولى هنوز به مخاطبين ابلاغ نشده باشد . ( لوح محفوظ ) .
3 - مرتبه فعل : يعنى اين حكم به واسطه رسانندگان احكام يعنى انبياء و امامان عليهم السلام به مكلّفين ابلاغ شود مثل آنكه قانون مصوّب به سازمانها و ادارات ابلاغ و نيز از طريق رسانهها به اطلاع مردم برسد .
4 - مرحله تنجّز : يعنى مرحلهاى كه حكم به مكلّفين رسيده و بايد اجرا شود و مرحله استحقاق ثواب و عقاب است البته بعضى به سه مرحله قائل بوده و مرحله جعل و انشاء را يكى مىدانند و بعضى ديگر مثل صاحب كفايه آن را دو مرحله مىداند مرحله انشاء و مرحله فعل يعنى مرحلهء جعل و انشاء را يكى و مرحلهء فعل و تنجّز را هم يكى مىداند .
حال بحث است كه آيا احكام الهى نسبت به جاهلين در لوح محفوظ وجود دارد و يا انشاء و جعل حكم در لوح محفوظ مربوط به عالمين بوده و براى جاهلين اصلا حكمى نيست . نظر محققين از اماميّه بر خلاف نظر اكثر عامّه آن است كه احكام در لوح محفوظ يعنى در مرتبه جعل و انشاء براى همهء افراد اعمّ از عالم و جاهل وجود داشته و متوجّه همهء افراد است . يعنى چه افرادى كه اين احكام به آنان برسد و آگاه شوند و چه افرادى كه به آنان نرسد و آگاه نشوند . به عبارت ديگر ، احكام انشايى ( لوح محفوظ ) احكامى هستند كه با قطعنظر از عناوين عارضى مثل جهل ، شكّ ، علم ، يا اضطرار و مانند آن انشاء شده و متوجه مكلّفين مىشود . ولى فعليّت آن است كه متوقّف بر علم به احكام مىباشد . و بعضى مثل مصنّف ، فعليّت احكام را هم ظاهرا معتقدند ولى تنجّز تكليف را كه مرحله انجام فعل توسط مكلّف بوده كه چنانچه انجام شود مستحقّ عقاب خواهد بود مشروط به علم به احكام مىدانند . يعنى احكام ، هم در مقام انشاء و هم در مرحلهء فعل ، متوجّه مكلّفين شده و برعهدهء آنان آمده است ولى در مقام تنجّز چون علم به آن پيدا نكردهاند تا عمل كنند بنابراين در عمل نكردن به آن معذور بوده و مستحق عقاب