ديوانه ، مكلّف نمىباشند ( صبى و عاجز و مجنون ) به چيزى در واقع .
و امّا علم ، پس هرآينه گفته شده است همانا آن ( علم ) از شرائط عامّه است و حال آنكه حقّ آن است همانا آن ( علم ) نيست ( علم ) شرط در وجوب و نه در غير آن ( وجوب ) از احكام . بلكه تكاليف واقعيّه ، مشترك است بين آگاه و ناآگاه در حدّ مساوى . آرى ، علم ، شرط است در مستحقّ عقاب شدن بر مخالفت كردن تكليف بنا بر تفصيلى كه مىآيد ( تفصيل ) در مباحث حجّت و غير آن ( مباحث حجّت ) ان شاء اللّه تعالى و نيست اين ( مبحث مطلق و مشروط ) موضع آن ( تفصيل ) .
نكات دستورى و توضيح واژگان
يظهر انّه : ضمير در « انّه » به حجّ برگشته و اسم « انّ » و خبرش « يكون الخ » بوده و عبارت « انّه » با اسم و خبرش تأويل به مفرد رفته و فاعل « يظهر » مىباشد .
و هو واجب واحد : كلمه « واو » حاليه و جملهء بعد حال بوده و ضمير « هو » به حجّ برمىگردد .
يكون واجبا مشروطا : ضمير در « يكون » اسم و به حجّ برگشته ، كلمه « واجبا » خبر و كلمه « مشروطا » صفت آن بوده و اين جمله خبر « انّه » مىباشد .
هو واجب مشروط : ضمير « هو » به كلّ واجب برمىگردد .
الى الشّرائط العامّة : يعنى شرائط عامّه تكليف .
و هى : ضمير « هى » به شرائط عامّه برمىگردد .
لا يكلّفون بشيء : ضمير نايب فاعلى در « يكلّفون » به صبىّ و عاجز و مجنون برگشته