و هو متعلق الغرض : ضمير « هو » به اخذ امر به امر به نحو موضوعيّت برمىگردد .
فذاك : يعنى قرينه حجّت است و برطبق آن عمل مىشود .
هو انّه على نحو الطريقيّة : ضمير « هو » و ضمير در « انّه » به ظاهر اوامر برمىگردد .
مطلقا يدلّ الخ : مقصود از « مطلقا » يعنى خالى از قرينه بودن و ضمير در « يدلّ » به امر به امر برمىگردد .
اذا ثبت انّه : ضمير در « انّه » به امر به امر برمىگردد .
و ليس مثله يقع الخ : ضمير در « مثله » به امر به امر به نحو موضوعيّت و ضمير در « يقع » به « مثله » برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
370 - صورت اوّل از امر به امر به صورت مستقلّ و نه به نحو تبليغ كه مصنّف در توضيح نظرش بيان كرده چيست ؟ ( الأولى . . . بالفعل نفسه )
ج : مىفرمايد : غرض مولى آن است كه عمل توسط مأمور دوّم انجام گيرد و اينكه امر كردنش به مأمور اوّل به اينكه او به ديگران امر كند به انجام فلان كار فقط راهى است براى رسيدن به غرضش كه انجام آن عمل مىباشد . وقتى غرض مولى دانسته شد ، شكّى نيست كه امر كردن مولى به مأمور اوّل مبنى بر اينكه به ديگران امر كند براى انجام كارى ، امر به همان عملى است كه مأمور اوّل از طرف مولى امر به آن مىكند . « 1 »
هامش
( 1 ) - مثلا مولى قصدش خريد گوشت توسط عبدش مىباشد . ولى بنا به مصالحى يا دسترسى نداشتن به عبد كه بيرون منزل بوده بهطور غير مستقيم و با واسطه مثل اينكه به فرزندش يا هر فرد ديگرى مىگويد كه به عبدش فرمان دهد كه گوشت بخرد . بنابراين ، امر فرزندش و امر مأمور