بوده و ديگرى غير معلّق باشد . و مقصود از « ايضا » همچون دو حالت ديگر مىباشد .
و يحمل على التّأكيد : ضمير در « يحمل » به امر دوّم برمىگردد .
المانعة من تعلّق الامرين به : ضمير در « به » به مأمور به برگشته و كلمه « المانعة » صفت براى « وحدة المأمور به » مىباشد .
غير انّ الامر المطلق : كلمه « غير » به معناى « الّا » بوده و اضافه به ما بعدش شده است .
اطلاقه على المقيّد : ضمير در « اطلاقه » به امر مطلق برمىگردد .
عن المراد منه : ضمير در « منه » به امر اوّل برمىگردد .
على شىء : مقصود از « شىء » شرط مىباشد .
ففى هذه الحالة : مقصود حالتى است كه يكى از دو امر ، مشروط به شرطى غير از شرط ديگرى مىباشد .
يحمل : ضمير در « يحمل » به امر دوّم برمىگردد .
فى كلّ منهما : ضمير در « منهما » به « امرين » برمىگردد .
حمله : ضمير در « حمله » به « المطلوب فى كلّ منهما » مطلوب در هريك از دو امر برمىگردد .
فلا معنى له هنا : ضمير در « له » به تأكيد برگشته و مشار اليه « هنا » هركدام از دو امر معلّق بر شرطى غير از ديگرى بوده مىباشد .
فهو ممكن : ضمير در « هو » به تداخل برمىگردد .
و لكنّه ليس : ضمير در « لكنّه » و در « ليس » به تداخل برمىگردد .
بل لا يفرض : ضمير نايب فاعلى در « يفرض » به تداخل برمىگردد .
و انّ هناك : مشار اليه « هناك » تداخل مىباشد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 627
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٦٢٧