تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
يكى بودن مأمور به ظاهرا كه مانع است از تعلّق گرفتن دو امر به آن ( مأمور به ) الّا اينكه همانا امر مطلق - قصد مىكنم غير معلّق را - حمل مىشود ( امر مطلق ) اطلاقش ( امر مطلق ) بر مقيّد - قصد مىكنم معلّق را - پس مىباشد دوّم ، مقيّد به خاطر اطلاق اوّل و كاشف از مراد از آن ( اوّل ) . چهارم : اينكه باشد يكى از دو امر معلق بر چيزى و ديگرى معلق بر چيز ديگرى . مثل اينكه مىگويد ( مولى ) مثلا : « اگر جنب شدى ، پس غسل كن » و مىگويد ( مولى ) : « اگر مسح كردى ميّتى را ، پس غسل كن » . پس در اين حالت حمل مىشود ( امر دوّم ) ظاهرا بر تأسيس . زيرا همانا ظاهر ، آن است كه همانا مطلوب در هريك از اين دو ( امر اوّل و دوّم ) غير از مطلوب در ديگرى است . و بعيد است جدّا حمل آن ( مطلوب در هريك از دو امر ) بر اينكه همانا مطلوب ، يكى است . اما تأكيد ، پس معنايى براى آن ( تأكيد ) نيست در اينجا ( هركدام معلق بر شرطى غير از ديگرى است ) . و امّا قول به تداخل به معناى اكتفاء كردن به امتثال واحد از دو مطلوب ، پس اين ( تداخل ) ممكن است ولى اين ( تداخل ) نيست ( تداخل ) از باب تأكيد . بلكه فرض نمىشود ( تداخل ) مگر بعد از فرض تأسيس و اينكه همانا آنجا ( تداخل ) دو امر است كه امتثال مىشوند ( دو امر ) باهم به واسطهء عملى واحد . ولى تداخل در هر حال خلاف اصل است و رفته نمىشود به طرف آن ( تداخل ) مگر به دليلى خاصّ ، چنانچه ثابت شده است ( تداخل ) در غسل جنابت به اينكه همانا آن ( غسل جنابت ) مجزى است ( غسل جنابت ) از هر غسل ديگرى . و به زودى مىآيد بحث از تداخل مفصّلا در مفهوم شرط .

نكات دستورى و توضيح واژگان

ففى هذه الحالة ايضا : مقصود از « هذه الحالة » حالتى است كه يكى از دو امر ، معلّق