« تصدّق على مسكين » به مسكينى صدقه بده و امرش را مقيّد به شرط وحدت و يا به شرط تكرار نكرد ، مقتضاى اطلاق كلام او آن است كه مىتوان در يك بار يك مسكين را صدقه داد و يا در يك بار ، ده يا همهء افراد مسكين را اتيان كرد . چرا كه در تحقّق طبيعت در يك بار كه اقتضاى اطلاق بوده ، امتثال مىتواند با تصدّق همهء افراد مسكين در آن يك بار باشد و يا با تصدق يك فرد از افراد مسكين در آن يك بار باشد . « 1 »
هامش
( 1 ) - يعنى وقتى مقصود از مرّه و تكرار عبارت از دفعه و دفعات بود و اطلاق صيغه هم مقتضى مرّه باشد آنوقت اتيان يك بار مأمور به اعمّ از اين است كه با يك فرد يا با تعداد زيادى از مصاديق و افراد مأمور به باشد .
به عبارت ديگر بين دفعه و دفعات با فرد و افراد فرق است و دفعه و دفعات اعمّ از فرد و افراد است . مثلا اگر مولى بفرمايد « اكرم عالما » يا « اكرم العالم » و مرّه و تكرار به معناى دفعه و دفعات باشد و امر هم ظهور اطلاقى بر مرّه داشته باشد چنانچه نظر مصنّف و صاحب كفايه مىباشد ، ممكن است اكرام عالم يك دفعه صورت بگيرد ولى در يك دفعه فقط يك نفر مثلا زيد اكرام شود كه در اينجا هم دفعه و هم فرد صادق است و يا در ضمن دفعه ، افرادى يا همه افراد علما مثلا در يك ميهمانى اكرام شوند كه در اينجا دفعه و افراد صادق است ولى فرد صادق نيست و اگر امر دلالت بر تكرار به معناى دفعات كند ممكن است در ضمن دفعات فقط زيد را چند بار اكرام كرد كه در اينجا فرد صادق است ولى افراد صادق نيست . يا در ضمن دفعات يعنى در هر دفعه چند نفر اكرام شوند كه در اينجا علاوه بر دفعات ، افراد هم صادق بوده ولى فرد صادق نيست .
اگر امر دلالت بر مرّه به معناى فرد كند ممكن است اكرام زيد شود كه در اينجا هم فرد صادق بوده و هم دفعه صادق است و اگر دلالت بر تكرار به معناى افراد كند ممكن است اكرام زيد و بكر و عمر شود كه در اينجا هم افراد و هم دفعه صادق است ولى دفعات صادق نيست .