تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
340 - هرچند خود صيغهء افعل دلالت بر فور و يا تراخى ندارد ، آيا دليلى خارج از صيغه مبنى بر دلالت صيغهء افعل بر فور يا تراخى نيز نداريم ؟ ( امّا بالنّظر الى . . . لذلك آيتين ) ج : مىفرمايد : بعضى گفته‌اند ؛ دليل منفصل خارجى داريم مبنى بر اينكه صيغهء افعل در همهء واجبات ، دلالت بر فور دارد مگر دليل خاصّى در مورد واجبى تصريح بر تراخى كند . و براى اين قول به دو آيه تمسّك جسته‌اند . « 1 » 341 - آيهء اوّل و كيفيت استدلال به آن براى اثبات قول به دلالت صيغهء افعل بر فور در تمامى واجبات كدام و چگونه است ؟ ( الأولى . . . فى الوجوب ) ج : مىفرمايد : آيهء اوّل عبارت از قول خداوند است ( آل عمران آيه 133 ) كه مىفرمايد :
« سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ »
تقريب و نحوه استدلال اين است كه سرعت جستن به مغفرت معنا ندارد مگر مراد از آن ، سرعت جستن به سبب مغفرت كه آن‌هم عبارت از انجام مأمور به بوده باشد . چرا كه مغفرت و آمرزش ، فعل خداوند متعال بوده و معنا ندارد كه بندهء او سرعت بجويد به فعل او يعنى مغفرت . بنابراين ، سرعت جستن به انجام مأمور به ، واجب است . چرا كه قبلا هم گفته شد صيغه « افعل » ظهور در وجوب دارد . « 2 »
هامش
( 1 ) - يعنى اين دو آيه كاشف از وضع صيغهء افعل براى فور است . ( 2 ) - يعنى استدلال‌كنندگان يكى صغرى و يك كبرى قرار داده و نتيجه‌گيرى مىكنند . مىگويند : در آيه ، معناى حقيقى مغفرت مقصود نيست . چرا كه مغفرت عبارت از آمرزش گناهان بوده ، كه فعل خداوند و مختصّ به اوست . پس مسارعت و سرعت جستن به عملى كه فعل خداوند بوده معنا ندارد . بلكه مقصود از مغفرت ، سبب مغفرت است . يعنى چيزى كه موجب آمرزش گناهان
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 586 | حسن سيد اشرفى