تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
342 - آيه دوّم و كيفيت استدلال به آن براى اثبات قول به دلالت صيغه افعل بر فور در تمامى واجبات كدام و چگونه است ؟ ( الثانية . . . فورا ) ج : مىفرمايد : استدلال به اين آيه
« فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ *
بقره 148 و مائده 489 » شبيه استدلال به آيه قبلى مىباشد . زيرا سبقت جستن به خيرات ، بيان و عبارت ديگرى از انجام فورى خيرات مىباشد . « 1 »
هامش
توسط خداوند مىشود . يعنى انجام مأمور به . در واقع به قرينه سبب و مسبّب ، اسم مسبّب را كه مغفرت بوده روى سبب كه اتيان و انجام امر الهى و مأمور به بوده گذاشته شده است . پس متعلق صيغه « افعل » يعنى « سارعوا » عبارت از انجام و اتيان مأمور به مىباشد ( صغرى ) . از طرفى « سارعوا » فعل امر بوده و هر فعل امرى در سابق گذشت كه ظهور در وجوب دارد . حال ظهور صيغه « سارعوا » به لحاظ هيئت و مادّه‌اش كه سرعت باشد آن است كه سرعت جستن واجب است . متعلّق اين صيغه هم كه اتيان مأمور به بود به بيانى كه گذشت پس معناى « سارعوا » الى مغفرة من ربّكم » يعنى « تجب المسارعة الى اتيان المأمور به » يعنى واجب است سرعت جستن در انجام مأمور به كه مساوى با فوريّت است . ( 1 ) - يعنى در اين آيه نيز صغرى و كبرايى قرار داده شده و نتيجه‌گيرى شده است . گفته‌اند : كلمهء « خيرات » جمع و معلّاى به الف و لام و مفيد عموم بوده و شامل همهء خيرات مىشود از جمله خيرات نيز انجام دادن مأمور به الهى است . پس متعلّق « استبقوا » عبارت از انجام مأمور به شد . از طرفى « استبقوا » فعل امر بوده و به واسطه هيئتش ، ظهور در وجوب دارد و با توجه به مادّه‌اش كه « استباق » و بده ، معنايش وجوب سبقت گرفتن مىباشد . در نتيجه ، مقصود از « استبقوا الخيرات » عبارت است از « يجب الاستباق الى اتيان المأمور به » يعنى خلاصه آنكه صغرى در آيه عبارت از انجام مأمور به و كبرى عبارت از وجوب سبقت جستن به آن مىباشد . نتيجه آنكه واجب است سرعت جستن در انجام مأمور به كه مساوى با فوريّت است يعنى فوريت در انجام مأمور به واجب است .