تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
شد سابقا اينكه اطلاق از قبيل عدم ملكه است در قياس به تقييد . « 1 » در نتيجه ، اطلاق قابل فرض نيست مگر در موردى كه تقييد ممكن باشد و وقتى تقييد ممكن نبود از عدم تقييد نمىتوان كشف كرد ارادهء اطلاق را در كلام متكلّم .
هامش
( 1 ) - در مقايسه دو چيز باهم چند حالت پيش مىآيد يا متباين و يا مترادف با يكديگرند . متباينان نيز يا مثلان يا متخالفان و يا متقابلان هستند . متقابلان نيز يا تقابلشان از نوع تناقض يا از نوع تضادّ و يا از نوع عدم و ملكه است « منطق مظفر / 48 » . حال اطلاق و تقييد نسبت به هم از متباينان و تباينشان از نوع تقابل بوده ولى در نوع تقابلشان اختلاف و اقوالى است : الف : تقابلشان از نوع تضادّ است و اين قول مشهور بين علما تا زمان سلطان العلماء مىباشد « فوائد الاصول 2 / 565 » . ب : تقابلشان از نوع عدم و ملكه است و اين قول سلطان العلماء و بعد از او مىباشد . « فوائد الاصول 2 / 565 » ج : تقابلشان از نوع تضادّ در مرحله ثبوت و عدم و ملكه در مرحله اثبات است « محقّق خويى محاضرات 2 / 173 » . د : تقابلشان از نوع تناقض است . شهيد صدر « دروس فى علم الاصول 2 / 90 ، 91 » .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 552 | حسن سيد اشرفى