كردن لباس و بدن براى انجام نماز و مانند اينها . « 1 »
308 - تعريف ديگر و دوّم از توصّلى و تعبّدى چيست و منسوب به چه كسانى است ؟
( و للتّعبدىّ و . . . بامر المولى فقط )
ج : مىفرمايد : براى تعبّدى و توصّلى ، تعريف ديگرى وجود دارد كه در نزد قدماى از علما مشهور بوده « 2 » و آن عبارت از اين است : توصّلى به آن واجبى گفته مىشود كه انگيزهء امر كردن مولى به آن روشن و معلوم باشد . « 3 » در مقابل توصّلى نيز تعبّدى است يعنى واجبى كه انگيزه و غرض امر كردن مولى به آن معلوم نباشد . « 4 » و تعبّدى ناميدن آنهم به اين جهت است كه غرض از انجام مأمور به فقط تعبّد به امر مولى مىباشد .
309 - نظر مصنّف نسبت به تعريف ديگر مشهور از توصّلى و تعبّدى چه بوده و رابطه و نسبت تعريف و اصطلاح اوّل با تعريف مشهور چگونه است ؟ ( و لكنّ التّعريف . . .
المصلحة فيه )
هامش
سقوط تكليف از عهدهء او مىشود ولى ثوابى مترتّب برآن عمل نخواهد بود . ولى اگر با قصد امتثال انجام دهد هم موجب سقوط تكليف و هم موجب ترتّب ثواب مىشود .
( 1 ) - مثل ازالهء نجاست از مسجد .
( 2 ) - محقّق عراقى در « مقالات الاصول 1 / 229 » آن را نسبت به قدما داده است .
( 3 ) - يعنى ملاك و مصلحت در امر مولى براى مكلّف معلوم مىباشد . مثلا مىداند ملاك در امر به نماز ، عبارت از بازداشتن از فحشا و منكر است .
( 4 ) - منظور آن است كه فلسفهء اين عمل براى مكلّف روشن نمىباشد . يعنى مكلّف نمىداند مصلحت در امر مولى به جهر خواندن نماز صبح و مغرب و عشا او اخفات خواندن آن در ظهر و عصر و يا جهر در بسم اللّه در نماز ظهر و عصر چيست ؟