تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
ج : مىفرمايد : تعريف مشهور صحيح نيست « 1 » مگر آنكه از اين تعريف ، اصطلاح دوّمى براى تعبّدى و توصّلى ارائه شود . يعنى مقصود از تعبّد ، عبارت از تسليم خداوند متعال بودن در آنچه كه امر به آن مىكند باشد . در اين صورت دائرهء تعبّدى و توصّلى به معناى مشهور و در اصطلاح دوّم ، وسيع‌تر و اعمّ از تعبّدى و توصّلى به اصطلاح اوّل خواهد بود . « 2 » چنانچه گروهى در معناى تعبّدى به تعريف اوّل چنين مىگويند : « انجام مىدهيم اين عمل را تعبّدا » يا مىگويند : « انجام مىدهيم اين را از باب تعبّد » يعنى انجام مىدهيم از باب تسليم امر خدا بودن هرچند مصلحت در آن عمل را ندانيم . « 3 » 310 - با توجه به معناى اوّل از تعبّدى و توصّلى آيا اصل در واجبات ، تعبّدى بودن و يا توصّلى بودن است ؟ ( و على ما تقدّم . . . تقديم امور )
هامش
( 1 ) - يعنى در اينجا و در اين بحث معناى اوّل و اصطلاح اوّل از تعبّدى و توصلى مقصد و مورد بحث مىباشد . بنابراين ، اصطلاح دوّم و تعريف مشهور نمىتواند موضوع بحث در تعبّدى و توصّلى باشد مگر آنكه گفته شود تعريف مشهور يك اصطلاح دوّمى از تعبّدى و توصّلى بوده كه مربوط به اين بحث از اصول نمىباشد . يعنى از باب علم به مصلحت عمل و عدم علم به آن مقصود نظر است . ( 2 ) - بنابراين عملى مىتواند به اصطلاح دوّم ، توصّلى ولى به اصطلاح اوّل تعبّدى باشد . مثل نماز كه از باب آنكه مصلحت جعل آن را كه بازدارندگى از فحشاء بوده مىدانيم ، توصّلى به معناى دوّم بوده و از باب آنكه قصد قربت در آن شرط است ، تعبّدى به اصطلاح اوّل مىباشد . و يا جهر و اخفات در نماز از آن جهت كه فلسفهء آن معلوم نيست تعبّدى به معناى دوّم بوده و از آن جهت كه قصد قربت در آن شرط است تعبّدى به معناى اوّل نيز مىباشد . چنانچه تطهير ثوب تعبّدى به معناى دوّم ولى توصّلى به معناى اوّل است . ( 3 ) - شاهد بر اين است كه مقصود مشهور ، اصطلاح دوّمى غير از معناى اوّل از تعبّدى و توصّلى در بحث از آن مىباشد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 516 | حسن سيد اشرفى