و على ما تقدّم من بيان معنى التّوصّلىّ و التّعبّدىّ - المصطلح الاوّل - فإن علم حال واجب بانّه تعبّدىّ او توصّلىّ فلا اشكال ، و ان شكّ في ذلك فهل الاصل كونه تعبّديّا او توصّليّا ؟ فيه خلاف بين الأصوليّين ، و ينبغي لتوضيح ذلك و بيان المختار تقديم امور .
ترجمه :
سوّم ، تعبّدى و توصّلى است
مقدّمه
فقهآشنايى مىداند ( فقه آشنا ) همانا در شريعت مقدّسه ، واجباتى است كه صحيح نخواهد بود ( واجبات ) و ساقط نمىشود اوامر آن ( واجبات ) مگر به واسطهء اتيان آن ( واجبات ) قربة الى اللّه تعالى .
و بودنشان ( واجبات ) به اينكه قربى هستند همانا آن ( قربى بودنشان ) به واسطهء انجام آنها ( واجبات ) است با قصد امتثال اوامرشان ( واجبات ) ، يا به غير آن ( قصد امتثال ) از وجود قصد قربت به خداوند متعال بنا بر آنچه كه به زودى مىآيد اشاره به آن ( وجوه قصد قربت ) ، و ناميده مىشود اين واجبات ، عباديّات يا تعبّديّات همچون نماز و روزه و مانند اين ( واجبات ) .
و در اينجا ( شريعت مقدّسه ) واجبات ديگرى است كه ناميده مىشود ( واجبات ديگر ) ، توصّليّات و آن ( توصّليّات ) چيزهايى ( واجباتى ) هستند كه ساقط مىشود اوامرشان ( واجبات ) به مجرّد وجودشان ( واجبات ) و اگرچه قصد نشود به آنها ( واجبات ) قربت ، همچون نجات دادن غريق و ادا كردن قرض و دفن كردن مرده و پاك كردن پيراهن و بدن براى نماز و مانند اين ( امور ) .
و براى تعبّدى و توصّلى ، تعريف ديگرى است كه مىباشد ( تعريف ديگر ) مشهور