مثلا در قول خداوند متعال كه مىفرمايد
« وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا »
در اينجا امر به صيد بعد از نهى حقيقى از آنكه در حال احرام بوده قرار گرفته و دلالت بر وجود صيد نمىكند . بلكه مقصود ، آن است ؛ صيدى كه در حال احرام ، حرام و نهى از آن شده بود اين نهى بعد از احرام برداشته شده است .
305 - آيا اگر قرينه باشد كه مقصود و انگيزه از انشاء امر بعد از حظر ، بعث مىباشد آيا باز هم امر عقيب حظر دلالت بر وجوب ندارد ؟ ( نعم لو اقترن . . . غير هذه القرينة )
ج : مىفرمايد : اگر كلام مقرون به قرينهء خاصّى باشد كه بيان كند امر بعد از حظر يا حتّى امر به صورت مطلق يعنى بدون آنكه به دنبال نهى باشد دلالت بر بعث دارد يا با غرض بيان اباحهء در فعل انشاء شده ، شكّى نيست كه امر در اين هنگام ، دلالت بر وجوب يا اباحه خواهد داشت . ولى وجود قرينهء خاص ، امر ديگرى است كه بحثى در آن نيست . « 1 » بلكه سخن در جايى است كه در كلام قرينهاى غير از به دنبال نهى قرار گرفتن امر ، قرينهء ديگرى نداريم . « 2 »
هامش
مىتوان گفت : بعد از نهى قرار گرفتن ، قرينه بر انصراف ظهور امر به اباحه است حتّى به معناى اصطلاحى چه رسد به اينكه مقصود از اباحه عبارت از رفع منع باشد . خلاصه دليل اولويّت براى عدم ظهور امر بعد از حظر در اباحه وارد نمىباشد .
( 1 ) - يعنى در « فاصطادوا » ممكن است به قرينه خارجيه حكم به وجوب صيد شود براى كسانى كه شغلشان صيد بوده و حكم به اباحه براى ديگران نمود . چنانچه در تحليل قول چهارم گفته شد .
( 2 ) - يعنى هيچ قرينهء ديگرى اعمّ از قرينهء حاليه ، مقاليّه يا عقليّه وجود ندارد .