297 - چگونه جمع بين واجبات و مستحبات با يك صيغه و يا با يك روش شاهد برآن است كه مستعمل فيه صيغهء امر عبارت از وجوب و استحباب نبوده بلكه نسبت طلبيّه مىباشد ؟ ( و لو كان . . . الاحاديث الواردة )
ج : مىفرمايد : در اين موارد اگر وجوب و ندب ، دو معنا براى صيغه باشد دو اشكال پيش مىآيد :
الف : جمع بين واجبات و مندوبات در بسيارى از اين احاديث مستلزم استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد بوده كه قبلا اثبات شد امرى مستحيل است « 1 » .
ب : آنكه گفته شود از صيغهء امر ، ارادهء مطلق طلب شده « 2 » و حال آنكه چنين
هامش
يا « و استبقوا الخيرات » مىدانيم غسل جمعه مستحبّ و غسل جنابت واجب مىباشد بنابراين صيغهء اغتسل هم معناى وجوب دارد و هم معناى مستحبّ . نيز مىدانيم سبب مغفرت هم واجبات بوده و هم مستحبّات بنابراين ، صيغهء امر نسبت به اسباب واجب معناى وجوب و نسبت به اسباب مستحبّ معناى استحباب داشته و صيغهء « سارعوا » هم معناى وجوب دارد و هم معناى مستحبّ . همچنين كلمهء « خيرات » محلّى به الف و لام و مفيد عموم بوده و شامل خيرات واجب و خيرات مستحبّ مىشود . بنابراين صيغه « استبقوا » نسبت به خيرات واجب ، معناى وجوب و نسبت به خيرات مستحبّ ، معناى استحباب داده و جامع بين معناى وجوب و استحباب شده است .
( 1 ) - يعنى در صيغههاى « اغتسل » ، « و استبقوا » و « سارعوا » اگر بگوئيم صيغهء « افعل » به اشتراك لفظى براى وجوب و استحباب وضع شدهاند . در دو معناى حقيقى در يك استعمال به كار رفتهاند و اگر بگوئيم براى معناى وجوب وضع شده و در استحباب مجاز بوده باز در دو معنا يعنى معناى حقيقى و مجازى در يك استعمال به كار رفتهاند كه قبلا گفته شد استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد يعنى در دو معنا يا بيشتر چه آن دو معنا ، معناى حقيقى و يا يكى حقيقى و ديگرى مجازى باشد مستحيل است .
( 2 ) - يعنى گفته شود صيغهء « افعل » مشترك لفظى براى وجوب و استحباب نبوده بلكه يا مشترك