ارادهاى بعيد بوده و با سياق احاديث سازگار نيست « 1 » و ديگر آنكه ارادهء مطلق طلب ، مجازگويى بوده كه نه شاهد و قرينهاى برآن است و نه اسلوب احاديث وارده هماهنگ با آن مىباشد . « 2 »
هامش
معنوى بين وجوب و ندب يعنى براى مطلق طلب بوده و يا وضع براى وجوب بوده ولى به نحو مجاز در مطلق طلب استعمال شده است .
( 1 ) - يعنى احاديث دلالت ندارد كه صيغهء « اغتسل » براى مطلق طلب باشد بلكه ظهور در وجوب در غسل جنابت و ظهور در استحباب در غسل جمعه دارد چنانچه « سارعوا » نسبت به اسباب واجب ظهور در وجوب و نسبت به اسباب مستحبّ ظهور در استحباب دارد . بنابراين اگر بگوئيم براى مطلق طلب استعمال شده به دليل آنكه صيغه افعل مشترك معنوى بوده و وضع براى معناى اعمّ كه طلب بوده مىباشد اين تأويل با سياق روايات سازگار نيست .
( 2 ) - اگر گفته شود صيغهء « افعل » وضع براى وجوب شده ولى در اين احاديث به نحو مجاز در مطلق طلب استعمال شده تا مثلا « اغتسلوا » نسبت به جمعه ، معناى استحباب و نسبت به جنابت معناى وجوب بدهد باز درست نيست زير براى استعمال مجازى قرينه لازم است و اينجا قرينهاى نيست . ثانيا : گفته شد كه سياق روايات با اراده مطلق طلب از صيغههاى ياد نشده سازگار نيست .