و سرّ در اين ( دلالت جمله خبريه در مقام انشاء بر وجوب ) همانا مناط در همه ، يكى است . پس همانا وقتى ثابت شد بعث از مولى - به هر ظاهركنندهاى كه باشد و با هر لفظى كه باشد - پس چارهاى نيست اينكه تبعيّت كند آن ( بعث ) را حكم عقل به لزوم منبعث شدن تا وقتى كه اجازه نداده باشد مولى به ترك آن ( انبعاث ) . بلكه چهبسا گفته مىشود همانا دلالت جملهء خبريه بر وجوب ، مؤكدتر است . زيرا همانا آن ( جمله خبريه ) در حقيقت خبر دادن از تحقّق كارى است با ادّعاى اينكه همانا وقوع امتثال از مكلّف ، مفروغ منه است .
نكات دستورى و توضيح واژگان
تنبيهان : يعنى « هذان تنبيهان » .
الاوّل ظهور الجملة الخبريّة : كلمهء « الاوّل » مبتدا و كلمهء « ظهور » مبتداى ثانى و اضافه به « الجملة » و كلمهء « الخبرية » صفت « الجملة » و خبر مبتداى ثانى جار و مجرور « فى الوجوب » بوده كه مبتداى ثانى با خبرش روى هم خبر براى « الاوّل » مىباشد .
الدّالّة على الوجوب فى الوجوب : كلمهء « الدّالّة » صفت براى « الجملة الخبريّة » و جار و مجرور « على الوجوب » متعلّق به « الدّالّة » و جار و مجرور « فى الوجوب » به اعتبار متعلّقش يعنى « ثابت » خبر براى مبتداى ثانى مىباشد .
شأنها : ضمير در « شأنها » به جمله خبريّه برمىگردد .
فى ظهورها : ضمير در « ظهورها » به جمله خبريّه برمىگردد .
و الجملة الخبريّة مثل قول الخ : كلمهء « الجملة الخبريّة » مبتدا و خبرش كلمهء « مثل » بوده كه اضافه به « قول » و آنهم اضافه به بعدش شده است . اين عبارت جواب سؤال مقدر است كه جملات خبريهاى كه در مقام انشاء طلب بوده چه جملاتى مىباشند ؟