تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
نكند . « 1 » 277 - دليل مصنّف براى معتبر بودن علوّ آمر در لفظ امر به معناى طلب مخصوص چيست ؟ ( كلّ هذا . . . و ان استعلى ) ج : مىفرمايد : دو دليل است . الف : تبادر « 2 » ب : صحيح بودن سلب لفظ امر از طلب فرد پائين از بالا و يا فردى از مساوى خودش . « 3 »
هامش
( 1 ) - گروهى ديگر در اينكه لفظ امر به معناى طلب مخصوص باشد اقوال ديگرى دارند . الف : در معناى امر و اينكه لفظ امر به معناى طلب مخصوص و آمرانه باشد يكى از دو مورد شرط است : 1 - شخص امركننده ، علوّ و برترى حقيقى داشته باشد . 2 - اگر علوّ و برترى حقيقى ندارد استعلاء داشته باشد . يعنى از جنبهء آمريّت و مولويّت امر كند . مثلا شاگردى از شاگرد ديگر يا شاگردى از استادش با حالت آمرانه و مولويت چيزى را طلب كند . ب : علاوه بر اعتبار علوّ بايد اظهار علوّ هم بكند . بنابراين اگر شخصى داراى علوّ حقيقى و عرفى بوده ولى با حالت آمرانه طلب نكند يا با حالت متواضعانه طلب كند ، طلب او ، امر ناميده نمىشود . قوانين الاصول 1 / 81 . مصنّف در واقع . ردّ اين اقوال كرده و تنها علوّ و برترى حقيقى و عرفى را كافى دانسته هرچند آمر به حالت آمرانه طلب نكند بلكه متواضعانه طلب كند . ( 2 ) - يعنى وقتى لفظ امر به صورت مطلق به كار مىرود ، مثلا گفته مىشود : « امرته بكذا » آنچه از لفظ « امرته » به ذهن ، انسباق و تبادر مىكند آن است كه آمر نسبت به مأمور منه و كسى كه از او طلب شده ، برترى دارد . ولى به ذهن تبادر نمىكند كه آمر نسبت به مأمور منه ، پائين‌تر يا مساوى او باشد . تبادر نيز علامت حقيقت و عدم تبادر ، علامت مجاز است . ( 3 ) - يعنى صحيح است گفته شود : طلب فرد پائين از بالا يا فردى از مساوى خودش امر نيست