و ظاهر فيه : كلمهء « ظاهر » عطف به « دالّ » بوده و ضمير در « فيه » به وجوب برمىگردد .
اذا كان الخ : ضمير در « كان » به لفظ امر برمىگردد .
يتضمّن كلمة الامر : ضمير فاعلى در « يتضمّن » به « الدليل الّذي » برمىگردد .
هل هو الخ : ضمير « هو » به « منشأ هذا الظهور » برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
273 - اينكه لفظ امر به معناى طلب بوده آيا هر طلبى يا نوع خاصى از طلب مقصود است ؟ ( قد سبق . . . طلب مخصوص )
ج : مىفرمايد : اينكه گفته شد ؛ لفظ امر به معناى طلب مىباشد ، مطلق طلب ، مقصود نبوده بلكه طلب مخصوص ، مقصود است . « 1 »
274 - طلب مخصوص چه نوع طلبى بوده و به عبارت ديگر در اينكه لفظ امر به معناى طلب مخصوص باشد چه چيزى معتبر است ؟ ( و الظّاهر . . . فى الآمر )
ج : مىفرمايد : طلب مخصوص آن است ؛ فرد عالى از فرد دانى يا كسى كه برترى دارد از فرد ديگرى ، از آن فرد ديگر چيزى را بخواهد . بنابراين براى اينكه لفظ امر داراى معناى طلب مخصوص باشد ، معتبر است كه آمر يعنى امركننده ، داراى علوّ و برترى باشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - مقصود از طلب مخصوص ، طب آمرانه بوده كه در فارسى به آن دستور و فرمان گفته مىشود .
( 2 ) - مقصود ، برترى حقيقى و عرفى است . برترى حقيقى مثل برترى خداوند نسبت به ديگران و برترى پدر نسبت به فرزند و برترى عرفى مثل برترى رئيس يك قسمت و مجموعه و يك سازمان نسبت به كاركنان يا استاد نسبت به شاگرد .