تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
275 - اگر در لفظ امر به معناى طلب مخصوص ، علوّ آمر معتبر است پس به طلب فرد پائين از فرد بالاتر از خودش يا به طلب فردى از مساوى خودش چه گفته مىشود ؟ ( و عليه . . . التماسا ) ج : مىفرمايد : بنا بر اينكه علوّ آمر شرط است در اينكه لفظ امر به معناى طلب يعنى طلب مخصوص باشد بنابراين ، به طلب فرد پائين از فرد بالاتر از خودش ، امر گفته نمىشود بلكه استدعاء « خواهش » ناميده مىشود « 1 » و طلب فردى از مساوى خودش نيز امر ناميده نمىشود بلكه التماس « درخواست » ناميده مىشود . « 2 » 276 - آيا علاوه بر معتبر بودن علوّ در آمر براى اينكه طلبش آمرانه باشد و امر ناميده شود ، شرط ديگرى مثل اينكه آمر ، احساس برترى كند يا برترىاش را اظهار كند نيز شرط است ؟ ( و ان استعلى . . . لم يكن متظاهرا ) ج : مىفرمايد : به غير از علوّ حقيقى آمر براى اينكه طلبش ، آمرانه و امر باشد چيز ديگرى مثل اينكه آمر ، احساس برترى كند و با حسّ برترىجويانه طلب كند يا آمر با حالت آمرانه و اظهار و نشان دادن برترىاش طلب كند ، شرط نيست وقتى كه در اين دو حالت ، برترى حقيقى يا عرفى ندارد . بنابراين ، طلب فرد عالى كه در حقيقت يا از نظر عرفى عالى بوده ، امر مىباشد هرچند اظهار برترى و با حالت آمرانه ، طلب
هامش
( 1 ) - مثل طلب بنده از خدا يا طلب كارگر از كارفرما . ( 2 ) - در اين مساوى فرقى نيست كه هر دو فردى پائين از نظر موقعيّت اجتماعى باشند . يعنى دو فرد مساوى از نظر موقعيت اجتماعى مثل يك كارگر از كارگر ديگر يا دو فرد بالا از نظر موقعيّت اجتماعى مثل استادى از استاد ديگر يا بدون لحاظ موقعيّت اجتماعى مثل طلب برادرى از برادر ديگر در موقعيّت خانوادگى .