تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
4 - و اقوال ديگرى مثل اينكه لفظ امر به معناى طلب ، وضع شده براى خصوص استحباب و ظهور در استحباب دارد . 5 - لفظ امر به معناى طلب ، دلالت بر وجوب دارد ولى نه به دلالت وضعى بلكه به دلالت عقلى . « 1 » 279 - نظر مصنّف نسبت به دلالت لفظ امر به معناى طلب ، بر وجوب يا استحباب چيست ؟ ( و الحقّ . . . او شىء آخر ) ج : مىفرمايد : حقّ آن است كه لفظ امر به معناى طلب ، دلالت بر وجوب داشته و ظهور در وجوب دارد وقتى كه مجرّد و عارى از قرينه بر استحباب باشد . « 2 » و اين مقدار ظهور كافى است در استنباط وجوب از دليلى كه لفظ امر در آن بوده « 3 » و احتياجى به اثبات اينكه منشا اين ظهور آيا وضع بوده يا چيز ديگرى ، نمىباشد .
هامش
( 1 ) - محقّق نائينى در فوائد الاصول 1 / 136 ، 137 . ( 2 ) - يعنى براى دلالت لفظ امر بر استحباب ، نيازمند قرينه است مثل اينكه بفرمايد : « آمرك بكذا و لكن يجوز لك تركه » . ( 3 ) - مثلا گفته شود امر مولى كه فرموده است : « آمرك بكذا » دلالت بر وجوب دارد و واجب است كه تو آن كار را انجام دهى .