يقاس لفظ الصّلاة : يعنى « يقاس لفظ الصّلاة بالكلمة » .
فانّه يمكن الخ : ضمير در « انّه » به معناى شأن مىباشد .
فى مراتبها كلّها : ضمير در « مراتبها » به صلاة و در « كلّها » به مراتب برگشته و مقصود از مراتب صلاة ، افراد و مصاديق صحيح و فاسد صلاة مىباشد .
فيضع اللّفظ : ضمير در « يضع » به واضع برمىگردد .
خمسة اجزاء منها : ضمير در « منها » به اجزاء معيّنه برمىگردد .
انّه صلاة : ضمير در « انّه » به مركّب برگشته و عبارت « انّه » با اسم و خبرش تأويل به مصدر رفته و فاعل « يصدق » مىباشد .
و عند وجود بعضها : ضمير در « بعضها » به اجزاء معيّنه برمىگردد .
و لو خمسة : يعنى « و لو كان البعض خمسة » .
على الفرض : يعنى فرض اينكه اجزاء دخيل در ماهيّت و عنوان ، عبارت از پنج جزء بود .
تصوّر الجامع فيه : ضمير در « فيه » به « الّذى » كه مقصود از آن « مورد » بوده برمىگردد .
هو خصوص المراتب الصّحيحة : ضمير « هو » به « الّذى » برمىگردد .
لا يسع تفصيل ذلك : مشار اليه « ذلك » عدم امكان تصوير قدر جامع بنا بر صحيحى مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
219 - مصنّف ، وضع الفاظ عبادات را با وضع لفظ كلمه با توجه به مثال چگونه قياس مىكنند ؟ ( و على هذا . . . تفصيل ذلك )
ج : مىفرمايد : در قياس وضع لفظ صلاة مثلا به وضع لفظ كلمه گفته مىشود :
مىتوان جميع اجزاء صلاة را در همهء مراتبش كه معيّن و معروف هستند همچون حروف الفباء ، تصوّر كرد و لفظ را در مقابل عنوان كلّى « عمل مركّب از پنج جزء و